فرسودگی شغلی اغلب در چارچوب تحقیقات استرس مفهوم سازی می شود. نسخه خطی حاضر ادعا می کند که در حالی که فرسودگی و کرنش هر دو پاسخ منفی به عوامل استرس زا هستند ، به نظر می رسد که دارای پیشینه ، همبستگی و پیامدهای مختلفی هستند. دیدگاه وجودی به عنوان یک رویکرد مبتنی بر تئوری برای تمایز دو مفهوم ارائه می شود و به ویژگی های متمایز فرسودگی اشاره می کند. تجزیه و تحلیل مسیر داده های به دست آمده از 1182 افسر پلیس اسرائیل در طی یک قیام فلسطینی ، بازسازی خوبی را توسط مدل نظری نشان داد و پشتیبانی آزمایشی را برای این گزاره ارائه داد. همانطور که پیش بینی می شد ، عوامل استرس زا شغلی (فرض می شود متغیرهای پیشین) با کرنش بسیار نسبت به فرسودگی بسیار مرتبط بودند ، در حالی که اهمیت شغلی (فرض می شود یک متغیر مداخله است) با فرسودگی بسیار بیشتر از فشار بود. فرسودگی شغلی بسیار بیشتر از فشار با چنین متغیرهای (نتیجه) به عنوان نارضایتی شغلی ، تمایل به ترک شغل ، علائم جسمی و عاطفی و سطح عملکرد درک شده بود. پیامدهای مربوط به درمان دیفرانسیل استرس و فرسودگی شغلی نشان می دهد که تمرکز در درمان فرسودگی باید بر افزایش حس افراد از اهمیت و اهمیت کار آنها باشد.
معرفی
فرسودگی شغلی اغلب در چارچوب تحقیقات استرس مفهوم سازی می شود (به عنوان مثال ، کوپر و همکاران ، 2001 ، فاربر ، 1983 ، هابفول و شیروم ، 2000 ، کوپ و همکاران ، 1999 ، ماسلاچ و همکاران ، 2001 ، پین ، 1982 ، ردیف ،2000 ، Schaufeli and Greenglass ، 2001 ، Shirom ، 2003 ، Vachon ، 2000 ، Vettor and Kosinski ، 2000). ماسلاچ و همکاران.(2001) ، به عنوان مثال ، فرسودگی را به عنوان "پاسخ طولانی مدت به عوامل استرس زا عاطفی و بین فردی در کار" تعریف می کند (ص 397). هابفول و شروم (2000) آن را به عنوان نتیجه قرار گرفتن در معرض استرس شغلی مزمن مشاهده می کنند. کوپر و همکاران.(2001) به عنوان "ناشی از استرس شغلی مزمن" و شوفلی و آنزمان (1998) به عنوان "نوع خاصی از استرس شغلی طولانی مدت که به ویژه از خواسته های بین فردی در محل کار ناشی می شود" (ص 8).
مشکل مفهوم سازی فرسودگی شغلی در چارچوب تحقیقات استرس، همانطور که شاوفلی و انزمن اشاره کردند، این است که مفهوم استرس با همان نوع ابهام تعریفی مانند فرسودگی شغلی گرفتار شده است. کاکس (1985) می نویسد که «مفهوم استرس مبهم است زیرا تعریف ضعیفی دارد. هیچ تعریف واحدی وجود ندارد. این مفهومی است که برای افراد عادی و حرفه ای به طور یکسان آشناست. هنگامی که در یک زمینه کلی مورد استفاده قرار می گیرد، همه آن را درک می کنند، اما زمانی که به گزارش دقیق تری نیاز است، توسط افراد بسیار کمی درک می شود.» (ص. 1). توچ (2002) همچنین استدلال کرد که استرس به عنوان یک اصطلاح کلی که در آن علل و پیامدها اغلب اشتباه گرفته می شود، تمایل به "بیش فروش" دارد. بنابراین، با قرار دادن فرسودگی شغلی در چارچوب مفهومی استرس، چیز زیادی به دست نمی آید.
علاوه بر این، شواهد حکایتی فراوانی وجود دارد که نشان می دهد فرسودگی شغلی همیشه نتیجه استرس زیاد نیست. گاهی اوقات، استرس در محل کار به این معنی است که کار فرد مهم است و بنابراین با فرسودگی کمتری همراه است. یک پرستار بیمارستان مثالی ارائه می کند: او می گوید: «روزهایی که از کار بیشتر لذت می برم، روزهایی است که در آنها سخت ترین کار را انجام می دهم». فرسودگی شغلی زمانی ایجاد می شود که هیچ کاری برای کمک به بیمار وجود نداشته باشد (پاینز، 2000).
مقاله حاضر، بر اساس کاربرد نظریه وجودی، ادعا می کند که اگرچه فرسودگی شغلی ممکن است زیرمجموعه ای از استرس باشد، به نظر می رسد که پیشایند، همبستگی و پیامدهای متفاوتی دارد.
بر اساس دیدگاه وجودی، علت اصلی فرسودگی شغلی در نیاز افراد به این باور است که زندگی شان معنادار است، کارهایی که انجام می دهند مفید و مهم هستند (کلارکسون، 1992، پینز، 1993، ییوکی و تانگ، 1995). فرانکل (1976، ص 154) می نویسد: «تلاش برای یافتن معنا در زندگی، نیروی انگیزشی اولیه در انسان است». نیاز مردم به این باور که کارهایی که انجام می دهند معنادار هستند، روش مقابله با اضطراب ناشی از مواجهه با مرگ و میرشان است (بکر، 1973). افرادی که انتظار دارند از کار خود حس اهمیت وجودی را به دست آورند، با اهداف و انتظارات بالا، آرمان گرا و با انگیزه وارد مشاغل انتخابی خود می شوند. وقتی احساس می کنند شکست خورده اند، کارشان بی اهمیت است، هیچ تفاوتی در دنیا ایجاد نمی کنند، احساس درماندگی و ناامیدی می کنند و در نهایت می سوزند.
حمایت غیرمستقیم از دیدگاه وجودی را می توان در مطالعاتی یافت که نشان دهنده همبستگی منفی مداوم بین فرسودگی و احساس اهمیت در کار است (به عنوان مثال ، Pines ، 2000 ، Pines ، 2002). با این حال ، همبستگی ها به معنای علیت نیست و این امکان وجود دارد که یکی از نتایج فرسودگی شغلی احساس کند که این کار ناچیز است ، یا ممکن است این باشد که هم فرسودگی و هم عدم اهمیت نتایج یک عامل استرس عمومی سوم است.
مطالعات همچنین نشان داد كه جنبه های كار كه با فرسودگی شغلی ارتباط دارند ، تمایل دارند كه كارگران احساس اهمیت داشته باشند. بنابراین ، فرسودگی 100 پرستار بیمارستان با تعداد ساعاتی که کار می کردند (R = 0. 08) در ارتباط نبود ، اما با احساس موفقیت آنها ارتباط معنی داری داشت (43/0 = r) (پینز ، 2000). همچنین ، در مورد 66 مدیر ، احساس بیش از حد با فرسودگی (05/0 = r) در ارتباط نبود ، اما با داشتن تأثیر (R = -. 40) ارتباط معنی داری داشت (Kafry & Pines ، 1980).
حمایت غیرمستقیم از دیدگاه وجودی نیز در صدها کارگاه آموزشی فرسودگی با متخصصان از طیف گسترده ای از مشاغل بدست آمد که نشان دهنده رابطه بین اهداف و انتظارات متخصصان هنگام ورود به حرفه خود و عوامل استرس زا است که در نهایت باعث فرسودگی آنها شد. برای پرستاران ، مهمترین هدف کمک به افراد در درد بود ، در نتیجه بزرگترین علت فرسودگی آنها ، شاهد درد انسان است بدون اینکه بتوانند کمک کنند. برای معلمان ، مهمترین هدف آموزش دانش آموزان ، تأثیرگذاری و الهام بخشیدن به آنها بود. در نتیجه ، دلایل اصلی فرسودگی آنها مشکلات نظم و انضباط است و دانشجویان مختل کننده و بی پروا هستند. برای مدیران ، مهمترین هدف این بود که تأثیر قابل توجهی در سازمان داشته باشیم. در نتیجه ، قدرتمندترین علت فرسودگی آنها داشتن قدرت و منابع کافی برای تأثیر واقعی نیست (Pines ، 2002).
کار بالینی با متخصصان سوخته نیز نشان می دهد که فرسودگی شغلی اغلب به عدم احساس اهمیت در کار مربوط می شود. هنگامی که این حس اهمیت ترمیم می شود ، مشکل فرسودگی فرسودگی برطرف می شود (Pines ، 2002a).
این سه مجموعه از داده ها - مطالعات همبستگی فرسودگی شغلی ، داده های جمع آوری شده در کارگاه های فرسودگی و کار بالینی با متخصصان سوخته - به طور مستقیم چشم انداز وجودی را آزمایش نکردند. مطالعه حاضر برای انجام این کار طراحی شده است.
یک مدل نظری حاصل از دیدگاه وجودی در مورد فرسودگی شغلی با استفاده از نمونه بزرگی از افسران پلیس مورد آزمایش قرار گرفت. دو دلیل اصلی برای انتخاب افسران پلیس وجود دارد: اول ، فرهنگ پلیس دارای ویژگی های خاصی است که به نظر می رسد به ویژه برای آزمایش دیدگاه وجودی مانند تأکید بر قهرمانانه و اهمیت کار مرتبط است (به عنوان مثال فیلدینگ ، 1988 ، راینر ، 2000)بشردوم ، کار پلیس بسیار استرس زا محسوب می شود (به عنوان مثال ، 2000 ، براون و کمپبل ، 1994 ، دیک ، 2000 ، کروس ، 1988 ، اسپیلبرگر ، 1979 ، توچ ، 2002 ، ویولن و پاتون ، 1999) و علل فرسودگی، Burke ، 1994 ، Golembiewski et al. ، 1995 ، Goodman ، 1990 ، Loo ، 1994 ، Perrier ، 1984 ، Violanti and Aron ، 1994). این مطالعه در یک دوره افزایش استرس برای افسران پلیس اسرائیل در نتیجه قیام فلسطینی انجام شد.
مدل نظری (شکل 1 را ببینید) به رابطه بین کرنش و فرسودگی شغلی (به عنوان پاسخ های جانبی) برای کار با عوامل استرس زا (به عنوان متغیرهای پیشین) ، اهمیت کار (به عنوان یک متغیر مداخله کننده) و نتایج استرس مختلف (مانند رضایت شغلی و عملکرد به عنوان مثال ، پرداخته است. عواقب).
- • بین سطح عمومی کرنش و فرسودگی به عنوان پاسخ های جانبی به استرس کار ، ارتباط خاصی وجود خواهد داشت.
- • عوامل استرس زا با فشار بسیار نسبت به فرسودگی شغلی ارتباط دارند.
- • اهمیت/اهمیت کار با فرسودگی بسیار بیشتر از فشار خواهد بود.
- • عواقبی مانند سطح عملکرد درک شده ، نارضایتی شغلی ، تمایل به ترک و علائم با فرسودگی بسیار بیشتر از فشار خواهد بود.
قطعه قطعه
بررسی اجمالی
تجزیه و تحلیل مسیر برای آزمایش مدل نظری به دلیل توانایی آن در تخمین هر مسیر در مدل انتخاب شد ، توانایی ای که در مدل هایی با متغیرهای اندک بسیار مهم است. این تجزیه و تحلیل با استفاده از داده های یک مطالعه استرس و فرسودگی در بین افسران پلیس اسرائیل انجام شد. داده ها در سال 2001 و بخشی از سال 2002 ، در میان قیام دوم فلسطین ، زمان استرس غیرمعمول زیاد برای پلیس اسرائیل جمع آوری شد.
شركت كنندگان
این مطالعه شامل 1182 افسر پلیس اسرائیلی ، میانگین سنی 35. 9 (SD = 7. 5) ،
نتایج
جدول 1 نشان می دهد که کرنش و فرسودگی شغلی با عوامل استرس زا شغلی (متغیرهای پیشین فرض شده) ، با اهمیت کار (متغیر مداخله گر فرض شده) و با علائم جسمی و عاطفی ، سطح عملکرد ، رضایت شغلی و تمایل به ترک نیرو (فرضیه استرس)بشرتمام اختلافات بین این همبستگی ها معنی دار بود ، همانطور که توسط تست های Z بر اساس تحولات z-fisher ارزیابی شد.
تجزیه و تحلیل مسیر (نگاه کنید به شکل 2) بازسازی خوب توسط
بحث
نتایج تجزیه و تحلیل مسیر نشان می دهد که مدل نظری اساسی آن مناسب است. متغیرهای انتخاب شده برای مدل مربوط به رابطه بین عوامل استرس زا و عواقب آنها - علائم جسمی و عاطفی ، سطح عملکرد درک شده ، رضایت شغلی و تمایل به ترک شغل است. علاوه بر این ، ضرایب مسیر ناشی از استرس زا از طریق اهمیت کار برای فرسودگی فرسودگی با مواردی که از طریق کرنش پیش می رود متفاوت است - همانطور که در تجزیه و تحلیل مسیر مشاهده می شود. در
تصدیق
این مطالعه با کمک هزینه ای از وزارت امنیت عمومی اسرائیل پشتیبانی شد. نویسندگان آرزو می کنند از رئیس دفتر دانشمند ارشد ، رئیس بخش علوم اجتماعی و اعضای کمیته رهبری مطالعه بخاطر کمک و پشتیبانی ارزشمند خود در تمام مراحل تحقیق تشکر کنند. نظرات و نظرات ارائه شده در این مقاله فقط نظرات نویسندگانی را نشان می دهد که مسئولیت محتوای مقاله را بر عهده دارند.
نویسندگان همچنین مایل به تشکر از پروفسور هستند.
دوره ی فارکس...
ما را در سایت دوره ی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مهناز افشار
بازدید : 27
تاريخ : دوشنبه
13 شهريور
1402 ساعت: 18:55