تاکنون ، مطالعات عصبی سازی معمولاً با هدف ارزیابی ارزش پیش بینی اقدامات روانشناختی جمع آوری شده در هنگام تماشای پیام بازاریابی مربوط به یک محصول خاص انجام شده است. این مطالعه اولین تلاش برای تأیید احتمال پیش بینی خریدهای برند آشنا و ناآشنا بر اساس واکنشهای روانشناختی به یک تبلیغات تلویزیونی خرده فروش است که توسط EEG ، EDA و ردیابی چشم اندازه گیری می شود. تعداد محصولات برچسب خصوصی که بعداً انتخاب شد ، برای ارزیابی متغیر وابسته باینری ارائه شده است. یک مدل رگرسیون لجستیک (با نرخ پیش بینی 61. 2 ٪) برای تعیین اینکه کدام متغیرهای روانشناختی بیشترین بخش از واریانس یک تصمیم خرید نهایی را توضیح داده است ، استفاده شد. نتایج نشان می دهد که در بین اقدامات مختلف ، فقط قله های الکترودرم در ثانیه در پیش بینی تصمیمات خرید بیشتر معنی دار بودند. تصمیم برای خرید نیز تحت تأثیر آشنایی با برند قرار گرفت. مقاله نتیجه گیری می کند که EDA یک اندازه گیری غیرقابل توصیف از پیش بینی احساسات از نتایج قابل توجه ، به ویژه برای محرک های پویا است ، که مربوط به تصمیم گیری است.
روی نسخه خطی کار می کنید؟
معرفی
پیش بینی رفتار خرید مصرف کننده هنوز یکی از بزرگترین چالش هایی است که بازاریابان در سراسر جهان با آن روبرو هستند ، که به ویژه دشوارتر شده است زیرا مصرف کنندگان دائماً در معرض فناوری ها ، محصولات و خواسته های جدید قرار می گیرند. شواهد تجربی در حال رشد در مورد سودمندی استفاده از اقدامات عصبی و روانشناختی در مدلهای پیش بینی کننده تصمیمات خرید وجود دارد (یون و همکاران 2012). طبق گفته Telpaz و همکاران.(2015) ، علوم اعصاب اطلاعاتی در مورد ترجیح مصرف کننده را نشان می دهد که از طریق روشهای معمولی غیرقابل تحمل است ، و فعالیت عصبی می تواند ترجیحات محصولات مصرفی را پیش بینی کند. با استفاده از اقدامات نوروفیزیولوژیکی (ضبط فعالیت متابولیک یا الکتریکی در مغز) بدون ضبط فعالیت های مغزی برای بررسی مستقیم ذهن مصرف کننده ، بدون اینکه از مشارکت آگاهانه استفاده کند ، امکان کشف احساسات ، احساسات ، انتظارات و حتی محدودیت های پنهان مصرف کنندگان را فراهم می کند (لین و همکاران. 2018). Ariely و Bes (2010) بر این امید برجسته تأکید کردند که تصویربرداری عصبی هم فرآیندهای بازاریابی را ساده تر می کند و هم صرفه جویی می کند ، زیرا این امر تجارت کارآمد تری بین هزینه ها و مزایا فراهم می کند. هزینه انجام مطالعات تصویربرداری عصبی از سود بهبود محصول بهبود یافته و افزایش فروش به دست آمده از طریق تصویربرداری از مغز فراتر می رود ، که می تواند نه تنها آنچه را که افراد دوست دارند ، بلکه آنچه را که خریداری می کنند برجسته کند. از طرف دیگر ، استفاده از تکنیک های پیشرفته عصبی سازی (به عنوان مثال FMRI) نسبتاً گران ، وقت گیر است و تیم های بزرگتر محققان را درگیر می کند. بنابراین ، این سؤال پیش می آید که آیا ارزش افزوده استفاده از آنها (یعنی پیش بینی دقیق تر تصمیمات خریداران) ارزش هزینه بالاتری دارد.
در این مقاله ، ما با هدف مقایسه ، اطلاع رسانی و مثلث از اندازه گیری های مربوط به عصبیت در دسترس ، مانند الکتروانسفالوگرافی (EEG) ، فعالیت الکترودرم (EDA) و داده های ردیابی چشم (ET) به منظور دیدن اینکه کدام یک از بهترین ها می تواند باشد ، می تواند به عنوان بهترین استفاده شود. پیش بینی کننده انتخاب محصول. علاوه بر این ، ما آزمایش می کنیم که آیا این تکنیک ها در مقایسه با گزارش های سنتی پیش بینی کننده خرید بهتر هستند. بنابراین ، ما به مسئله ارزش بازاریابی تکنیک های مبتنی بر عصبی در انتخاب محصول می پردازیم و پیامدهای مدیریتی در مورد چگونگی دستیابی به مدیریت برند باید به تحقیقات مصرف کننده برای به حداکثر رساندن اثربخشی و پیش بینی رفتار با بالاترین دقت ارائه دهیم. نتیجه گیری ما برای بازاریابان که به دنبال راهنمایی در مورد مؤثرترین ترکیب ابزارهای اندازه گیری در تحقیقات بازاریابی هستند ، ارزشمند خواهد بود.
متن ما خود را از دیگران متمایز می کند ، زیرا این امر واکنش های روانشناختی را به تبلیغات با انتخاب برند (آشنا در مقابل ناآشنا) پیوند می دهد ، در حالی که اکثر مطالعات بر پاسخ های عاطفی و شناختی متمرکز شده اند اما محصول اما انتخاب برند (هریس و همکاران 2018)بشرما با نشان دادن اینکه کدام اندازه گیری در پیش بینی انتخاب برند تحت تأثیر تبلیغات ویدیویی مؤثر است ، به دانش پیشرفته موجود کمک می کنیم.
بررسی ادبیات
الکتروانسفالوگرافی در پیش بینی تصمیمات خرید
اندازه گیری پاسخ های الکتروفیزیولوژیکی امکان جمع آوری بازخورد فوری را به محرک های ارائه شده در قالب نوسانات فرکانس های سیگنال مغز امکان پذیر می کند (براون و همکاران 2012). با استفاده از یک رویکرد متدولوژیکی متفاوت برای بررسی مثبت در مقابل تجربیات عاطفی منفی ، مطالعات عصبی سازی بر اساس این ایده است که عدم تقارن چپ و راست سیگنال های EEG فرونتال وجود دارد. فعالیت EEG فرونتال سمت چپ نسبی بیشتر به طور معمول با پردازش اثرات مثبت (نشانه ای از خوشبختی یا سرگرمی) همراه است ، در حالی که فعالیت EEG پیشانی راست بیشتر نسبی به طور مداوم با پردازش اثرات منفی (به عنوان مثال نشانگر انزجار) مرتبط است (دیویدسون و همکاران. 1990).
شواهد تجربی پشتیبانی شدیدی از ارزش پیش بینی اندازه گیری EEG در تشکیل ترجیح محصول فراهم می کند. این به دلیل امکان گرفتن انگیزه برداشت از رویکرد ، که نشان دهنده مطلوبیت مصرف کننده یک محصول است (Ohme et al. 2010). ترجیح محصول در فعالیت مغز مشاهده شده در لحظه نمایش به یک تبلیغات (وی و همکاران 2018) و خود محصول منعکس می شود (Telpaz et al. 2015 ؛ Khushaba et al. 2013). علاوه بر این ، استفاده از EEG فرصتی برای پیش بینی جذابیت ارتباطات بازاریابی ایجاد می کند ، به عنوان مثالتبلیغات ، و بنابراین اجازه می دهد تا نتیجه گیری در مورد اثربخشی آن نتیجه گیری شود (Gauba et al. 2017 ؛ Maison and Oleksy 2017 ؛ Ohme et al. 2010). محققان ادعا می کنند که EEG می تواند در مورد علاقه شخص به یک تجارت (Piwowarski 2018) و همچنین تجربه عاطفی هنگام تماشای آن ، اطلاع دهد (Vecchiato et al. 2014 ؛ Ambler 2015).
راندمان EEG همچنین در تحقیقات انتخاب برند نشان داده شده است (جدول 1 را ببینید). به طور مشابه با انتخاب محصول ، فعالیت عصبی نشان دهنده نگرش مصرف کننده نسبت به یک برند است و به قصد خرید بعدی ترجمه می شود. در ادبیات موجود ، نشان داده شده است که فعالیت مغز می تواند ارزش عاطفی ذهنی را که یک برند برای یک تصمیم گیرنده دارد نشان دهد (Pozharliev et al. 2019 ؛ Ohme et al. 2010). همچنین ممکن است به عنوان یک شاخص برای تغییر در اولویت برند ناشی از تبلیغات تلویزیونی (Silberstein and Nield 2015) باشد. نکته مهم این است که پردازش برند با فعالیت منطقه جبهه همراه است (لوچیاری و پراوتونی 2012). بنابراین ، بر اساس اندازه گیری EEG بازاریابان می توانند نتیجه بگیرند که آیا این برند (به عنوان مثال در معرض تجاری) توجه مصرف کننده را به خود جلب می کند (وانگ و همکاران 2016).


به دلیل عدم وجود مدل های پیش بینی کننده برای مارک های آشنا و ناآشنا ، با مقایسه ، الگوی پیش بینی پاسخ مخاطبان به محتوای فیلم از اندازه گیری EDA توسط Silveira و همکاران.(2013) دقت 72 ٪ را ارائه داد (ارائه 31 ٪ پیشرفت نسبت به پیش بینی های جمعیتی به تنهایی).
پس از آن ، به منظور افزایش دانش در مورد اهمیت آشنایی با برند ، مدل های جداگانه ای برای پیش بینی خریدهای برچسب خصوصی برای مارک های آشنا و ناآشنا با استفاده از همان ابزارها و متغیرهای آماری ساخته شدند. در جدول 3 ، تمام متغیرهای موجود در مرحله صفر یک رگرسیون لجستیک برای هر دو مارک آشنا و ناآشنا ارائه شده است (توزیع بر اساس اعلامیه های ارائه شده توسط پاسخ دهندگان در مورد متغیر بازدید کننده فروشگاه خرده فروشی انجام شده است). در مورد مارک های آشنا ، تمام متغیرهای مربوط به EDA و ET به تدریج از مدل رگرسیون حذف شدند. در صورت عدم ناآشنا ، از طرف دیگر ، فقط یک متغیر مربوط به EDA (دامنه EDA) از مدل حذف شد (جداول 4 ، 5 ، 6).
جدول 3 همبستگی بین اقدامات روانشناختی و گزارش خود گزارش و تعداد محصولات منتخب
جدول 4 پیش بینی کننده ها و آزمایش مدل رگرسیون لجستیک جدول 5 متغیرهای موجود در مدل رگرسیون لجستیک و توالی حذف آنها جدول 6 همبستگی بین اقدامات خود گزارش و تعداد محصولات انتخاب شده
مدل مارک های آشنا
برای مارک های آشنا ، فقط متغیرهای عدم تقارن جلو (برای گروههای آلفا ، بتا و گاما) در مرحله پنجم رگرسیون باقی مانده است که مدل زیر را پیشنهاد می کند [با این حال ، در یک سطح ناچیز (. 259 ؛ . 258 ؛ . 251))]:
اگرچه نتایج آزمون Hosmer-lemeshow (χ 2 = 4. 045 ، 7 درجه آزادی ، P = 0. 775) نشان داد که خوب بودن مناسب است ، مقدار Nagelkerke R 2 0. 087 است ، نشان می دهد که مدل خیلی زیاد نیستدر پیش بینی خریدهای برچسب خصوصی ، مشابه منطقه تحت ویژگی عامل گیرنده (AUROC) برای این داده ها مفید است ، که مقدار 58 ٪ را نشان می دهد (نشان می دهد که تبعیض مدل ضعیف است) ، در حالی که مدل ، پس از حذف اجزای سازندهاهمیت تغییرات برای 0. 014 ، 0. 013 و 0. 012 را ارائه می دهد ، به ترتیب ، سهم سه متغیر توضیحی در پیش بینی خرید برچسب خصوصی آشنا هنوز ضعیف است. جدول طبقه بندی 66. 7 ٪ از تصمیمات خرید را توضیح می دهد (با برش تعیین شده در . 5 ، پیش بینی برای شرکت کنندگان که قصد خرید نداشتند دقیق تر از کسانی بودند که به ترتیب 85. 2 ٪ و 27. 8 ٪).
مدل مارک های ناآشنا
جالب اینجاست که برای مارک های ناآشنا ، شش متغیر (به جز دامنه EDA) در مرحله دوم رگرسیون لجستیک باقی مانده و مدل زیر را ایجاد می کند:
مطالعه پیگیری
به منظور آزمایش گسترده تر نتایج به دست آمده ، ما یک تکثیر ساده از آزمایش توضیح داده شده در بالا انجام دادیم. هدف آن آزمایش این بود که آیا گزارش های خود در مورد تجربه عاطفی انتخاب محصول را به همان اندازه اقدامات روانشناختی پیش بینی می کند. این مسئله به این دلیل مورد توجه قرار می گیرد که گزارش های خود ممکن است به اندازه کافی دقیق نباشند تا ماهیت ظریف تأثیر عاطفی و شناختی در انتخاب محصول و برند را ضبط کنند (Ariely and Bes 2010). روش آزمایشی مشابه آزمایش 1 بود ، اما با ظهور Covid-19 ، این مطالعه به صورت آنلاین انجام شد. شرکت کنندگان (28 نفر) در معرض همان محرک بودند که در آزمایش 1 قرار گرفتند. با این حال ، ما از مقیاس مانیکین خود ارزیابی (بردلی و لنگ 2000) برای ارزیابی تجربه عاطفی با توجه به 3 بعد استفاده کردیم: لذت (خواه احساسات برانگیز مثبت باشد یا منفی) ، برانگیختگی (چقدر احساسات انتخاب شده "هیجان انگیز" است)و تسلط (اگر کسی احساس "کنترل" احساسات کند). ما تجزیه و تحلیل همبستگی بین احساسات خود گزارش شده و انتخاب محصول مورد استفاده در آزمایش اول انجام دادیم. نتایج نشان می دهد که همبستگی بین تجربه عاطفی خود گزارش شده و محصولات منتخب از نظر آماری معنی دار نیست (P<.05). Nonetheless, we observed a positive correlation between ad attitude (and brand attitude) and pleasure as well as dominance, suggesting that declared pleasure associated with the ad and perceived control translate into more favourable judgment of an ad and brand. Those, however, do not correlate with the number of chosen products.
بحث
براساس دانش ما از کار قبلی ، تحقیقات زیر اولین تلاش (Nilashi و همکاران 2020) را در ترکیب روش های مختلف روانشناختی با هدف ارزیابی ارزشهای پیش بینی کننده آنها از نظر تصمیم گیری خرید ، جالب بر اساس یک تبلیغات برند ، بر اساس یک تبلیغات برند تشکیل می دهد. به جای یک محصول خاص. نتایج پژوهش حاضر شامل فرضیه دیگری برای استفاده از اقدامات عصبی و روانشناختی در پیش بینی موفقیت برند (اندازه گیری شده به عنوان تعداد خریدهای محصول) ضمن تأیید مزیت آن به تنهایی در گزارش های خود است. علاوه بر این ، این نشان می دهد که در مورد تبلیغات ویدیویی از یک ماهیت کلی - متمرکز بر شکل گیری نگرش مثبت برند ، EDA ممکن است به عنوان یک راه حل بهینه در پیش بینی عملکرد برند باشد. آنچه جالب است ، بر خلاف مطالعه توسط Reimann و همکاران.(2012) ، اثرات مختلف اندازه گیری EDA در تصمیم خرید بسته به آشنایی با برند تأیید شده است ، زیرا قله های EDA در ثانیه به احتمال بالاتر خرید مارک های آشنا مرتبط است.
از آنجا که محصولات هر دو نوع برند (آشنا و ناآشنا) مورد استفاده در این مطالعه از نظر بسته بندی قابل مقایسه ای داشتند و تبلیغات همان نوع اطلاعاتی و محتوای مشابه بودند ، الگوهای مختلف تصمیم گیری برای مارک های آشنا و ناآشنا کاملاً مورد مطالعه قرار گرفت. EDA Peaks با خرید محصول برچسب خصوصی اعلام شده ارتباط دارد اما فقط برای فروشگاه های آشنا ، که ممکن است نه به عنوان یک تبلیغ "مانند" تفسیر شود بلکه بیشتر مصرف کنندگان مانند خود برند تبلیغ شده (که قبلاً باید برای پاسخ دهندگان شناخته شود) ، در حالی که EEGعدم تقارن جبهه با تعداد محصولات منتخب اعلام شده از نظر پیش بینی خرید ارتباط آماری معنی داری نشان نداد. ممکن است پیشنهاد شود که این یک اندازه گیری مناسب و جهانی است ، اما از نظر پیش بینی اهداف مصرف کننده بر اساس محرک های پویا واقعاً مناسب نیست. از طریق عدم اهمیت در معیارهای ET در مورد مدل کلی ، ممکن است درک شود که مارک ها به همان اندازه در بین تبلیغات استتار شده اند. توصیه های این تحقیق به معنای نادیده گرفتن تمام تقاطع های آینده با EEG ، ET و ارزیابی خرده فروشان نیست. درعوض ، برای درک ارتباط بین مغز ، سیستم عصبی بدن و در نهایت ، توجه بصری مصرف کنندگان و اقدامات گزارش خود آنها باید از تاکتیک های بیشتری استفاده شود. طبق گفته های Bosshard و همکاران.(2016) ، استفاده از یک رویکرد چند بعدی و اعمال هرچه بیشتر اقدامات (و از نظر مسائل مالی) برای تعیین کمیت جنبه های مختلف نگرش برند بسیار مهم است ، زیرا خود مارک ها مفاهیم چند بعدی محسوب می شوند.
مطالعه پیگیری این مفهوم را پشتیبانی می کند که گزارش های خود به تنهایی به اندازه کافی برای پیش بینی تصمیمات خرید کافی نیستند (Ariely and Bes 2010). از طرف دیگر ، ما مشاهده کردیم که لذت و کنترل خود گزارش ، ارزیابی مطلوب تبلیغات و مارک ها را تقویت می کند. از این رو ، ما بیان می کنیم که رتبه بندی عاطفی می تواند به یک برند و نگرش تبلیغاتی تبدیل شود ، اما آنها نمی توانند یک پیش بینی کننده دقیق از انتخاب واقعی برند باشند. به طور خاص ، ما تأکید می کنیم که اجرای تکنیک های عصبی سازی به ویژه در پیش بینی رفتار واقعی مفید است ، در حالی که گزارش های خود در پیش بینی نگرش به مارک ها کافی هستند (لی و همکاران 2007 ؛ لابربرا و توچیارون 1995).
نتیجه گیری و پیامدهای مدیریتی
ضمن درک و پیش بینی اینکه چگونه مشتریان واقعاً فکر می کنند ، احساس می کنند و به پیشنهادات یک شرکت خاص پاسخ می دهند ، همیشه پیچیده و مشکل ساز بوده است (HSU 2017). امروزه ، علوم اعصاب مصرف کننده محققان را قادر می سازد تا درک عینی تر از خواسته های مصرف کنندگان را بدست آورند (هوبرت 2010). ارزیابی واکنش بینندگان به محتوای ویدیویی برای طیف گسترده ای از برنامه ها ، به عنوان مثال مهم است. پیش بینی موفقیت کمپین های تبلیغاتی یا برند (Silveira et al. 2013).
در این مطالعه خاص ، تعداد محصولات منتخب یک برند خاص ممکن است به عنوان تخمینی از سهم بازار آینده نسبت به مارک های رقابتی درک شود. بنابراین ، بررسی EDA به عنوان پاسخ به تبلیغات ویدیویی ممکن است به ارزیابی موقعیت و پتانسیل بازار کمک کند. اگرچه درصد خریدهای نهایی که توسط تعداد پاسخ های EDA توضیح داده می شود بسیار زیاد نیست ، ممکن است از برآورد عملکرد عمومی بازار راضی باشد ، یعنی اینکه آیا این برند بهتر از اکثر مارک های مورد بررسی است.
پیامدهای مدیریتی ناشی از تحقیق مربوط به اثربخشی تحقیقات عصبی و محتوای ارتباطات بازاریابی برند است. در مرحله اول ، ما شواهد حمایتی ارائه می دهیم که محققان بازار به طور بالقوه می توانند از پاسخ های EDA به عنوان ابزاری معتبر برای اندازه گیری اثربخشی تبلیغات ویدیویی در پیش بینی انتخاب محصول برچسب خصوصی مصرف کنندگان استفاده کنند. این دلالت همچنین به ساختار وسیع تری از برانگیختگی عاطفی (اما احتمالاً جنسی) مربوط می شود که می تواند پیش بینی کننده بهتر رفتار مصرف کننده از ارزش عاطفی باشد (Coker 2020 ؛ Szymkowiak و همکاران 2020). بنابراین ، بازاریابان نباید تحقیقات مصرف کننده را برای ارزیابی ابعاد مثبت در مقابل منفی ارتباطات برند محدود کنند ، بلکه باید هیجان مصرف کننده یا برانگیختگی را نیز اندازه گیری کنند. از طرف دیگر ، فناوری های عصبی پیچیده تر و گران تر (به عنوان مثال EEG) باید با دقت انتخاب شوند ، زیرا ارزش پیش بینی کننده آنها کمیاب است.
ثانیا ، همانطور که مشاهده کردیم برانگیختگی عاطفی پیش بینی کننده قابل توجهی از انتخاب محصول است ، بازاریابان باید ارتباطات بازاریابی را طراحی کنند تا تحریک عاطفی مرتبط با برند را افزایش دهند. به عنوان مثال ، تبلیغاتی که برانگیختگی عاطفی بالاتری را برانگیخته می شوند بهتر به یادگار می روند (Bakalash and Reimer 2013) و مثبت تر ارزیابی می شوند (گورن و همکاران 2001). از طرف دیگر ، پزشکان باید زمینه ای را که در آن تبلیغات نشان می دهند ، با دقت در نظر بگیرند. نیول و همکاران.(2001) مشاهده کرد که برنامه هایی که واکنش های عاطفی قوی را برانگیخته اند (به عنوان مثال Super Bowl) ممکن است فراخوان تبلیغات یا برند را مهار کند.
تحقیقات بیشتر به منظور تعیین روابط بیشتر بین الگوهای روانشناختی و واکنش افراد به محرکهای اقناعی توصیه می شود. بررسی رابطه بین بیان صورت و اقدامات اثربخشی تبلیغات از نظر پیش بینی اهداف خرید مصرف کنندگان در مورد انواع مختلف محصولات جالب خواهد بود ، اگرچه ترجیحاً از دسته کم مصرف نیست.
محدودیت ها
مطالعه حاضر محدودیت هایی دارد که شایسته آن است که در تحقیقات بیشتر مورد توجه قرار گیرد. در این مطالعه ، ما به اثرات تبلیغات در کوتاه مدت ، قرار گرفتن در معرض ده تبلیغ ، هنگامی که مصرف کنندگان ترجیحات خود را از نزدیک پس از تماشای تبلیغات تشکیل می دهند (به طور مشابه در مورد اندازه گیری قصد خرید توسط Teixeira و همکاران (2014) شکل می دهیم. اگرچه تبلیغات منتخب در محتوای و نوع پیام ارائه شده مشابه بود (اطلاعاتی - بسیار سرگرم کننده) ، هنوز این خطر وجود دارد که بینندگان ممکن است توجه کمتری به پیامی که با یک مارک قبلاً شناخته شده مرتبط است یا در صورت عدم وجودبا دانستن خرده فروش تبلیغاتی ، آنها ممکن است سرگرمی های مثبت را که بر خلاف انتقال آن به برند تبلیغ شده است ، به آگهی خود مرتبط کنند. علاوه بر این ، تبلیغات تلویزیونی محرک های پویا از جمله چندین رویداد است که می تواند واکنش های عاطفی مختلفی را در یک پنجره زمانی تصادفی ایجاد کند (Lajante et alعلاوه بر این ، Reimann و همکاران (2012) خاطرنشان کردند که داده های فعالیت الکترودرم به طول و نزدیکی رابطه مصرف کننده با یک برند بستگی دارد و منجر به برانگیختگی بیشتر در ابتدای یک رابطه قوی می شود و با گذشت زمان کاهش می یابد. با این حال ، در این حالت ، این فرض که EDA ممکن است هنگام مطالعه مارک های جدید در بازار مفید باشد ، رد شد زیرا برانگیختگی بیشتر هنگام تماشای تبلیغات آشنا ثبت شد. مسئله بعدی این واقعیت است که شرکت کنندگان در طول EEG ، ET و EDA ضبط های واقعی را انتخاب کردند. بنابراین ، طبق گفته Telpaz و همکاران.(2015) ، هنوز این سؤال باز است که آیا داده های EEG در هنگام مشاهده منفعل از محرک ممکن است به منظور پیش بینی انتخاب در برخی از افق های زمانی قابل توجه استفاده شود. سرانجام ، انتقاد احتمالی ممکن است مربوط به تجهیزات کاربردی باشد. با پیشرفت های تکنولوژیکی ، دستگاه های مدرن ممکن است فرکانس نمونه گیری بالاتری را فراهم کنند که امکان جمع آوری نتایج دقیق تر و ایجاد ناراحتی کمتری برای شرکت کنندگان فراهم می شود. با این حال ، هنوز هم آگاهی شرکت کنندگان از مشاهده را کاهش نمی دهد ، صرف نظر از استفاده از تنها چند دستگاه تحقیقاتی مجرد یا چند نفره.
منابع
- Ambler ، T. 2015. ترغیب ، غرور و پیش داوری: نحوه کار تبلیغات. مجله بین المللی تبلیغات 19 (3): 299-315. https://doi. org/10. 1080/02650487. 2000. 11104803. Articlegoogle Scholar
- Ariely ، D. ، و G. S. Bes. 2010. NeuroMarketing: امید و اعتیاد به تصویربرداری عصبی در تجارت. Nature Review Neuroscience 11 (4): 284-292. https://doi. org/10. 1038/n2795. Articlegoogle Scholar
- Bakalash ، T. ، and H. Riemer. 2013. بررسی برانگیختگی عاطفی و حافظه برای تبلیغ با استفاده از FMRI. مجله تبلیغات 42 (4): 275-291. https://doi. org/10. 1080/00913367. 2013. 768065. Articlegoogle Scholar
- بندک ، م. ، و سی. کورنباخ. 2010. یک اندازه گیری مداوم از فعالیت الکترودرم فازی. مجله روشهای علوم اعصاب 190 (1): 80-91. https://doi. org/10. 1016/j. jneumeth. 2010. 04. 028. Articlegoogle Scholar
- Bojko ، A. ، و K. Adamczyk. 2010. بیش از آب نبات فقط چشم: ده تصور غلط در مورد ردیابی چشم. تجربه کاربر 9 (3): 4-8. گوگل دانشکده
- Bosshard ، S. S. ، J. D. Bourke ، S. Kunaharan ، M. Koller و P. Walla. 2016. تأسیس در مقابل مارک های دوست داشتنی: فعالیت مغزی ، انجمن های ضمنی و پاسخ های صریح. روانشناسی Cogent 3 (1): 1176691. ArticleGoogle Scholar
- Boucsein ، W. 2012. فعالیت الکترودرمال ، چاپ دوم. برلین: اسپرینگر. https://doi. org/10. 1007/978-1-4614-1126-0. دانشمند
- بردلی ، م.. ، و P. J. لنگ. 2000. واکنشهای عاطفی به محرکهای آکوستیک. روانشناسی 37 (2): 204-215. https://doi. org/10. 1111/1469-8986. 3720204. Articlegoogle Scholar
- براون ، C. ، A. B. راندولف ، و J. N. بورخالتر2012. داستان سلیقه: استفاده از EEG ها و گزارش های خود برای درک انتخاب مصرف کننده. مجله Kennesaw از تحقیقات کارشناسی 2 (1): 5. Google Scholar
- Campbell ، M. ، and K. L. کلر2003. آشنایی با برند و اثرات تکرار تبلیغات. مجله تحقیقات مصرف کننده 30 (2): 292-304. https://doi. org/10. 1086/376800. Articlegoogle Scholar
- Cartocci ، G. ، M. Caratù ، E. Modica ، A. G. Maglione ، D. Rossi ، P. Cherubino ، and F. Babiloni. 2017. ارزیابی پاسخ پوستی الکتروانسفالوگرافی ، ضربان قلب و گالوانیک برای یک مطالعه ادراک تبلیغات: کاربرد در اطلاع رسانی به اعلامیه های خدمات عمومی. مجله آزمایش های تجسم شده 1: 1. https://doi. org/10. 3791/55872. Articlegoogle Scholar
- Chandon ، P. ، J. Hutchinson و S. Young. 2002. غیب فروخته نشده است: ارزیابی ارزش بصری با داده های تجاری ردیابی چشم. https://repository. upenn. edu/marketing_papers/269.
- Chandon ، P. ، J. W. هاچینسون ، E. T. بردلو ، و S. H. جوان. 2009. آیا بازاریابی درون فروشگاهی کار می کند؟تأثیر تعداد و موقعیت روکش قفسه بر توجه و ارزیابی برند در نقطه خرید. مجله بازاریابی 73 (6): 1-17. https://doi. org/10. 1509/jmkg. 73. 6. 1. Articlegoogle Scholar
- Coker ، B. 2020. برانگیختگی در هنگام تصمیم گیری گرایش های گله را تقویت می کند. مجله رفتار مصرف کننده 19 (3): 229-239. https://doi. org/10. 1002/cb. 1811. Articlegoogle Scholar
- دیویدسون ، R. J. ، P. Ekman ، C. D. Saron ، J. A. Senulis ، و W. V. Friesen1990. رویکرد-برداشت و عدم تقارن مغزی: بیان عاطفی و فیزیولوژی مغز: I. مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی 58 (2): 330-341. https://doi. org/10. 1037/0022-3514. 58. 2. 330. Articlegoogle Scholar
- Dawson ، M. E. ، A. M. شل ، و D. L. فیلیون2007. سیستم الکترودرم. در کتابچه راهنمای روانشناسی ، ویرایش. J. T. Cacioppo و L. G. tassinaryانتشارات دانشگاه کمبریج. گوگل دانشکده
- De Azevedo ، P. C. B. S. 2010. درک مارک های تجاری و ارزش عاطفی و اجتماعی یک تجزیه و تحلیل EEG فضایی.
- Esch ، F.-R. ، T. Möll ، B. Schmitt ، C. E. Elger ، C. Neuhaus ، and B. Weber. 2012. مارک های موجود در مغز: آیا مصرف کنندگان برای ارزیابی مارک ها از اطلاعات اعلامیه یا احساسات با تجربه استفاده می کنند؟مجله روانشناسی مصرف کننده 22 (1): 75-85. https://doi. org/10. 1016/j. jcps. 2010. 08. 004. Articlegoogle Scholar
- Gaczek ، P. 2015. Rola Emocji W Kształtowaniu Zachowań Konsumpcyjnych Nabywców. w świetle przeglądu ادبیات. Prace naukowe uniwersytetu ekonomicznego we wrocławiu 414: 259 269. گوگل دانشکده
- Gangadharbatla ، H. ، S. Bradley و W. Wise. 2013. پاسخ های روانشناختی به مکان های برند پس زمینه در بازی های ویدیویی. مجله تبلیغات 42 (2-3): 251-263. https://doi. org/10. 1080/00913367. 2013. 775800. Articlegoogle Scholar
- Garczarek-Bąk ، U. ، and A. Disterheft. 2018. عدم تقارن جبهه EEG خرید محصول را برای مارک های ملی و برچسب های خصوصی متفاوت پیش بینی می کند. مجله علوم اعصاب ، روانشناسی و اقتصاد 11 (3): 182-195. https://doi. org/10. 1037/npe0000094. Articlegoogle Scholar
- Gauba ، H. ، P. Kumar ، P. P. روی ، P. سینگ ، D. P. Dogra ، و B. Raman. 2017. پیش بینی اولویت تبلیغات با ترکیب پاسخ EEG و تجزیه و تحلیل احساسات. شبکه های عصبی 92: 77-88. https://doi. org/10. 1016/j. neunet. 2017. 01. 013. Articlegoogle Scholar
- Glaholt ، M. G. و E. M. Reingold. 2011. نظارت بر حرکت چشم به عنوان یک روش ردیابی فرآیند در تحقیقات تصمیم گیری. مجله علوم اعصاب ، روانشناسی و اقتصاد 4 (2): 125-146. https://doi. org/10. 1037/A0020692. Articlegoogle Scholar
- Glaholt ، M. G. ، M.-C. وو ، و E. M. Reingold. 2009. پیش بینی اولویت از تثبیت. مجله روانشناسی 7 (2): 141-158. گوگل دانشکده
- گورن ، G. ، M. Tuan Pham ، و L. Yatming Sin. 2001. هنگامی که برانگیختگی بر ارزیابی تبلیغات و ارزش تأثیر می گذارد (و برعکس). مجله روانشناسی مصرف کننده 11 (1): 43-55. https://doi. org/10. 1207/S15327663JCP1101_4. Articlegoogle Scholar
- گراهام ، D. J. ، و R. W. جفری. 2012. پیش بینی کننده مشاهده برچسب تغذیه در هنگام تصمیم گیری در مورد خرید مواد غذایی: تحقیقات ردیابی چشم. تغذیه بهداشت عمومی 15 (2): 189-197. https://doi. org/10. 1017/S1368980011001303. Articlegoogle Scholar
- هریس ، J. M. ، J. Ciorciari ، و J. Gountas. 2018. علوم اعصاب مصرف کننده برای محققان بازاریابی. مجله رفتار مصرف کننده 17 (3): 239-252. https://doi. org/10. 1002/cb. 1710. Articlegoogle Scholar
- Hoeffler ، S. ، و K. Keller. 2003. مزایای بازاریابی مارک های قوی. مجله مدیریت برند 10: 421-445. Articlegoogle Scholar
- Hsu ، M. 2017. Neuromarketing: در ذهن مصرف کننده. بررسی مدیریت کالیفرنیا 59 (4): 5-22. https://doi. org/10. 1177/0008125617720208. Articlegoogle Scholar
- هوبرت ، م. 2010. آیا اقتصاد عصبی انگیزه جدیدی به تحقیقات اقتصادی و مصرف کننده می دهد؟مجله روانشناسی اقتصادی 31 (5): 812-817. https://doi. org/10. 1016/j. joep. 2010. 03. 009. Articlegoogle Scholar
- Janiszewski ، C. ، A. Kuo ، and N. T. تاواسولی. 2013. تأثیر توجه و عدم توجه به محصولات در انتخاب بعدی. مجله تحقیقات مصرف کننده 39 (6): 1258 1274. https://doi. org/10. 1086/668234. Articlegoogle Scholar
- Khushaba ، R. N. ، C. Wise ، S. Kodagoda ، J. Louviere ، B. E. Kahn ، and C. Townsend. 2013. علوم اعصاب مصرف کننده: ارزیابی پاسخ مغز به محرک های بازاریابی با استفاده از الکتروانسفالوگرام (EEG) و ردیابی چشم. سیستم های خبره با برنامه های 40 (9): 3803-3812. https://doi. org/10. 1016/j. eswa. 2012. 12. 095. Articlegoogle Scholar
- Kostoulas ، T. ، G. Chanel ، M. Muszynski ، P. Lombardo و T. Pun. 2015. شناسایی نکات برجسته زیبایی در فیلم ها از خوشه بندی سیگنال های فیزیولوژیکی و رفتاری. در سال 2015 هفتمین کارگاه بین المللی در مورد کیفیت تجربه چندرسانه ای (Qomex).
- Krajbich ، I. ، and A. Rangel. 2011. مدل Diffusion Diffusion چندرسانه ای رابطه بین تثبیت های بصری و انتخاب در تصمیمات مبتنی بر ارزش را پیش بینی می کند. مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم 108 (33): 13852-13857. https://doi. org/10. 1073/pnas. 1101328108. Articlegoogle Scholar
- Labarbera ، P. A. ، و J. D. Tucciarone. 1995. GSR تجدید نظر کرد: یک رویکرد مبتنی بر رفتار برای ارزیابی و بهبود قدرت فروش تبلیغات. مجله تحقیقات تبلیغات 35 (5): 33+. گوگل دانشکده
- Lajante ، M. ، O. Droulers ، T. Dondaine ، and D. Amarantini. 2012. افتتاح "جعبه سیاه" فعالیت الکترودرمال در تحقیقات علوم اعصاب مصرف کننده. مجله علوم اعصاب ، روانشناسی و اقتصاد 5 (4): 238-2249. https://doi. org/10. 1037/A0030680. Articlegoogle Scholar
- Langner ، T. ، J. Schmidt و A. Fischer. 2015. آیا واقعاً عشق است؟بررسی تطبیقی از ماهیت عاطفی برند و عشق بین فردی. روانشناسی و بازاریابی 32 (6): 624-634. https://doi. org/10. 1002/mar. 20805. Articlegoogle Scholar
- لی ، ن. ، A. J. برودریک ، و L. چمبرلین. 2007. "Neuromarketing" چیست؟بحث و برنامه برای تحقیقات آینده. مجله بین المللی روانشناسی 63 (2): 199-204. https://doi. org/10. 1016/j. ijpsycho. 2006. 03. 007. Articlegoogle Scholar
- لیم ، ب. ، و M. Y. C. چانگ2014. کلمه از دهان. مجله بازاریابی و تدارکات آسیا اقیانوسیه 26 (1): 39-53. https://doi. org/10. 1108/apjml-02-2013-0027. Articlegoogle Scholar
- Lin ، M.-H. ، S. N. N. Cross ، W. J. Jones ، and T. L. کودکان2018. استفاده از EEG در علوم اعصاب مصرف کننده. مجله اروپایی بازاریابی 52 (1/2): 66-91. https://doi. org/10. 1108/ejm-12-2016-0805. Articlegoogle Scholar
- Lucchiari ، C. ، and G. Pravettoni. 2012. مدل متعادل شناختی: یک طرح مفهومی از تصمیم گیری تشخیصی. مجله ارزیابی در عمل بالینی 18 (1): 82-88. https://doi. org/10. 1111/j. 1365-2753. 2011. 01771. x. Articlegoogle Scholar
- Machleit ، K. A. ، C. T. آلن ، و T. J. دیوانه1993. نام تجاری بالغ و علاقه برند: یک نتیجه جایگزین از تأثیر AD-Bread. مجله بازاریابی 57 (4): 72. https://doi. org/10. 2307/1252220. Articlegoogle Scholar
- Maison ، D. ، and T. Oleksy. 2017. اعتبار سنجی EEG به عنوان یک روش تحقیق تبلیغاتی: رابطه بین واکنش EEG نسبت به تبلیغات به سمت موضوع تبلیغ شده (مربوط به اعتقادات سیاسی و ایدئولوژیک). چم: جنبه های عصبی اقتصادی و رفتاری تصمیم گیری. گوگل دانشکده
- Maxian ، W. ، S. D. بردلی ، دبلیو ویس ، و E. N. تولوز2013. عشق برند در قلب است: پاسخ فیزیولوژیکی به مارک های تبلیغاتی. روانشناسی و بازاریابی 30 (6): 469-478. https://doi. org/10. 1002/mar. 20620. Articlegoogle Scholar
- Newell ، S. J. ، K. V. هندرسون ، و B. T. وو2001. تأثیر لذت و برانگیختگی در فراخوان تبلیغات در طول سوپر باول. روانشناسی و بازاریابی 18 (11): 1135 1153. https://doi. org/10. 1002/mar. 1047. Articlegoogle Scholar
- Nilashi ، M. ، S. Samad ، N. Ahmadi ، A. Ahani ، R. A. Abumalloh ، S. Asadi ، A. Rusli ، I. Othman ، and Y. Elahen. 2020. Neuromarketing: مروری بر پیامدهای تحقیق و بازاریابی. مجله سیستم های محاسبات نرم و پشتیبانی تصمیم گیری 7 (2): 23-31. گوگل دانشکده
- Ohme ، R. ، D. Reykowska ، D. Wiener و A. Choromanska. 2010. استفاده از عدم تقارن EEG فرونتال در تحقیقات تبلیغاتی. مجله روانشناسی اقتصادی 31 (5): 785-793. https://doi. org/10. 1016/j. joep. 2010. 03. 008. Articlegoogle Scholar
- Olarte ، C. A. S. 2017. عدم تقارن مغز و انتخاب خرید: کاربرد شواهد الکتروانسفالوگرافی - EEG در آزمایش های علوم اعصاب مصرف کننده. مجله بین المللی رفتار اقتصادی و سازمان 5 (6): 143-148. https://doi. org/10. 11648/j. ijebo. 20170506. 14. Articlegoogle Scholar
- Oliveira ، J. H. C. d. ، and J. D. M. E. Giraldi. 2019. Neuromarketing و پیامدهای آن برای مدیریت عملیات: آزمایش با دو مارک آبجو. Gestão & Produção ، 26. http://www. scielo. br/scielo. php؟script=sci_arttext& pid=s0104-530x2019000300220& nrm=iso.
- Pieters ، R. ، and L. Warlop. 1999. توجه بصری در هنگام انتخاب برند: تأثیر فشار زمان و انگیزه کار. مجله بین المللی تحقیقات در بازاریابی 16 (1): 1-16. https://doi. org/10. 1016/S0167-8116(98)00022-6. Articlegoogle Scholar
- Piwowarski ، M. 2018. EEG در تجزیه و تحلیل سطح علاقه به تبلیغات مسئله اجتماعی. علوم کامپیوتر رویه 126: 1945-1953. https://doi. org/10. 1016/j. procs. 2018. 08. 056. Articlegoogle Scholar
- Plassmann ، H. ، V. Venkatraman ، S. Huettel و C. Yoon. 2015. علوم اعصاب مصرف کننده: برنامه ها ، چالش ها و راه حل های ممکن. مجله تحقیقات بازاریابی 52 (4): 427-435. https://doi. org/10. 1509/jmr. 14. 0048. Articlegoogle Scholar
- Pozharliev ، R. ، W. J. M. I. Verbeke ، J. W. ون استرین ، و R. P. Bagozzi. 2019. صرفاً بودن با شما توجه من به محصولات لوکس را افزایش می دهد: استفاده از EEG برای درک تجربه عاطفی مصرف کنندگان با محصولات مارک لوکس. مجله تحقیقات بازاریابی 52 (4): 546-558. https://doi. org/10. 1509/jmr. 13. 0560. Articlegoogle Scholar
- Ravaja ، N. 2004. مشارکت روانشناسی در تحقیقات رسانه ها: بررسی و توصیه ها. روانشناسی رسانه 6 (2): 193-235. https://doi. org/10. 1207/s1532785xmep0602_4. Articlegoogle Scholar
- Ravaja ، N. ، O. Somervuori و M. Salminen. 2013. پیش بینی تصمیم خرید: نقش عدم تقارن نیمکره بر قشر فرونتال. مجله علوم اعصاب ، روانشناسی و اقتصاد 6 (1): 1-13. https://doi. org/10. 1037/A0029949. Articlegoogle Scholar
- Reimann ، M. ، R. Castaño ، J. Zaichkowsky و A. Bechara. 2012. رمان در مقابل مارک های آشنا: تجزیه و تحلیل نوروفیزیولوژی ، تأخیر پاسخ و انتخاب. نامه های بازاریابی 23 (3): 745-759. https://doi. org/10. 1007/s11002-012-9176-3. Articlegoogle Scholar
- شنگ ، H. ، و T. Joginapelly. 2012. تأثیر نشانه های جوی وب بر پاسخ های عاطفی کاربران در تجارت الکترونیکی. معاملات AIS در تعامل انسان و رایانه 4 (1): 1-24. Articlegoogle Scholar
- Silberstein ، R. B. و G. E. نیل2015. فعالیت مغزی در تغییر انتخاب برند مصرف کننده در ارتباط با تبلیغات تلویزیونی ارتباط دارد. مجله بین المللی تبلیغات 27 (3): 359-380. https://doi. org/10. 2501/S0265048708080025. Articlegoogle Scholar
- Silveira ، F. ، B. Eriksson ، A. Sheth و A. Sheppard. 2013. پیش بینی پاسخ مخاطبان به محتوای فیلم از سیگنال های فعالیت الکترو. در مجموعه مقالات کنفرانس مشترک بین المللی ACM 2013 در مورد محاسبات فراگیر و همه گیر.
- Smith ، R. ، B. Kelly ، H. Yeatman ، S. Johnstone ، L. Baur ، L. King ، E. Boyland ، K. Chapman ، C. Hughes و A. Bauman. 2019. پاسخ های هدایت پوست نشان می دهد که کودکان از نظر فیزیولوژیکی توسط محصولات غذایی و نوشیدنی های مورد علاقه خود برانگیخته می شوند. مجله بین المللی تحقیقات محیط زیست و بهداشت عمومی. https://doi. org/10. 3390/ijerph16173014. Articlegoogle Scholar
- Sundaram ، D. S. 1999. نقش آشنایی برند بر تأثیر ارتباطات کلمه دهان بر ارزیابی برند. پیشرفت در تحقیقات مصرف کننده 26: 664-669. گوگل دانشکده
- Szymkowiak ، A. ، P. Guzik ، P. Kulawik ، and M. Zając. 2020. ناهماهنگی نگرش-رفتار در مورد اهمیت حفظ مواد غذایی برای مشتریان. کیفیت غذا و ترجیح. https://doi. org/10. 1016/j. foodqual. 2020. 103935. Articlegoogle Scholar
- Teixeira ، T. S. ، M. Wedel ، and R. Pieters. 2010. مارک بهینه لحظه به لحظه در تبلیغات تلویزیونی: جلوگیری از جلوگیری از پالس. علوم بازاریابی 29 (5): 783-804. https://doi. org/10. 1287/mksc. 1100. 0567. Articlegoogle Scholar
- Teixeira ، T. ، R. Picard ، and R. El Kaliouby. 2014. چرا ، چه زمانی ، و چقدر می توان مصرف کنندگان را در تبلیغات سرگرم کرد؟یک مطالعه زمینه ردیابی صورت مبتنی بر وب. علوم بازاریابی 33 (6): 809-827. https://doi. org/10. 1287/mksc. 2014. 0854. Articlegoogle Scholar
- Telpaz ، A. ، R. Webb و D. J. وضع مالیات. 2015. استفاده از EEG برای پیش بینی انتخاب آینده مصرف کنندگان. مجله تحقیقات بازاریابی 52 (4): 511-529. https://doi. org/10. 1509/jmr. 13. 0564. Articlegoogle Scholar
- Underwood ، R. L. ، N. M. Klein ، and R. R. Burke. 2001. ارتباطات بسته بندی: اثرات توجه تصاویر محصول. مجله مدیریت محصول و برند 10 (7): 403-422. https://doi. org/10. 1108/10610420110410531. Articlegoogle Scholar
- Vecchiato ، G. ، A. G. Maglione ، P. Cherubino ، B. Wasikowska ، A. Wawrzyniak ، A. Latuszynska ، M. Latuszynska ، K. Nermend ، I. Graziani ، M. R. Leucci ، A. Trettel و F. Babiloni. 2014. ابزارهای نوروفیزیولوژیکی برای بررسی تفاوتهای جنسیتی مصرف کننده در هنگام مشاهده تبلیغات تلویزیونی. روشهای محاسباتی و ریاضی در پزشکی 2014: 912981. https://doi. org/10. 1155/2014/912981. Articlegoogle Scholar
- Venkatraman ، V. ، A. Dimoka ، P. A. Pavlou ، K. Vo ، W. Hampton ، B. Bollinger ، H. E. هرشفیلد ، م. ایشیهارا ، و R. S. برنده2015. پیش بینی موفقیت تبلیغات فراتر از اقدامات سنتی: بینش های جدید از روشهای عصبی و مدل سازی پاسخ به بازار. مجله تحقیقات بازاریابی 52 (4): 436-452. https://doi. org/10. 1509/jmr. 13. 0593. Articlegoogle Scholar
- Walla ، P. ، G. Brenner و M. Koller. 2011. اقدامات عینی احساسات مربوط به نگرش برند: روشی جدید برای تعیین کمیت جنبه های مرتبط با احساسات مربوط به بازاریابی. PLOS ONE 6 (11): E26782. https://doi. org/10. 1371/joual. pone. 0026782. Articlegoogle Scholar
- Wang ، R. W. ، Y. C. چانگ ، و S. W. چوانگ2016. دینامیک طیفی EEG از تبلیغات ویدیویی: تأثیر روایت بر ترجیح محصول برند. گزارش های علمی 6: 36487. https://doi. org/10. 1038/srep36487. Articlegoogle Scholar
- Wedel ، M. ، و R. Pieters. 2000. اصلاح چشم در تبلیغات و حافظه برای مارک ها: یک مدل و یافته ها. علوم بازاریابی 19 (4): 297-312. https://doi. org/10. 1287/mksc. 19. 4. 297. 11794. Articlegoogle Scholar
- وی ، Z. ، C. Wu ، X. Wang ، A. Supratak ، P. Wang ، and Y. Guo. 2018. استفاده از دستگاه بردار پشتیبانی در EEG برای ارزیابی اثرات تبلیغات. مرزهای علوم اعصاب. https://doi. org/10. 3389/fnins. 2018. 00076. Articlegoogle Scholar
- Yoon ، C. ، R. Gonzalez ، A. Bechara ، G. S. Bes ، A. A. Dagher ، L. Dubé ، S. A. Huettel ، J. W. Kable ، I. Liberzon ، H. Plassmann ، A. Smidts و C. Spence. 2012. تصمیم گیری علوم اعصاب و تصمیم گیری مصرف کننده. نامه های بازاریابی: مجله تحقیقات در بازاریابی 23 (2): 473-485. https://doi. org/10. 1007/s11002-012-9188-z. Articlegoogle Scholar
سپاسگزاریها
این کار توسط مرکز ملی علوم (2014/15/N/HS4/01425 ، 2014/15/N/HS4/01326) پشتیبانی شد.
دوره ی فارکس...
ما را در سایت دوره ی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مهناز افشار
بازدید : 35
تاريخ : يکشنبه
22 مرداد
1402 ساعت: 0:15