بارون روچیلد مشهور به سرمایه گذاران توصیه کرد "وقتی خون در خیابان ها وجود دارد ، حتی اگر خون شما باشد ، بخرند."این توصیه به ظاهر ضد انعطاف پذیر چیزی است. هنگامی که شرکت کنندگان در بازار ترسیده اند ، قیمت ها با عصبانیت ، پشیمانی ، سرزنش و ترس هدایت می شوند. این ورودی های عاطفی به نوسانات قیمت کوتاه مدت فرصت هایی را برای سرمایه گذاران روشن ایجاد می کند. وارن بافت و چارلی مونگر موفقیت سرمایه گذاری خود را تا حدودی نسبت می دهند ، تا حدودی از ترس بودن در هنگام ترس از بازار ، بازار حریص و حریص هستند.
بازارهای ترسناک تا حدی جذاب هستند زیرا آنها برای پیش بینی خطرات و فرصت های آینده بسیار کمی انجام می دهند. در عوض ، آنها از نظر عاطفی نسبت به رویدادهایی که قبلاً اتفاق افتاده است واکنش نشان می دهند. و هنگامی که پیوند بین قیمت های فعلی و خطر آینده شکسته می شود - وقتی قیمت ها پشیمان ، درد و سرزنش ناشی از وقایع در گذشته به جای جریان های نقدی در آینده با تخفیف عقلانی هستند - فرصت های آلفا ظهور می کند. اما این امر مستلزم این است که شما بیشتر مانند یک دستگاه محاسبه سرد رفتار کنید نه یک انسان آستین.
این به اصطلاح "Premium Fear"-فرصت آلفا ایجاد شده توسط بازارهای ترس محور-به خوبی مورد مطالعه و درک قرار گرفته است. من می خواهم به مربی و شریک قدیمی خود ، راب آرنوت ، اعتبار بدهم که این اصطلاح را به هم بزنم و آن را به واژگان سرمایه گذاری محبوب معرفی کنم. علیرغم توصیه های معلمان سرمایه گذاری مانند خود اوماها ، تعداد کمی از سرمایه گذاران این رشته را برای جلوگیری از اشتباهات رفتاری ناشی از ترس دارند. به راستی ، کمتر کسی می تواند بین ترس به عقب و خطر آینده نگر تمایز قائل شود.
تفاوت بین خطر و ترس
"Risk Premia" و "Fear Premia" مفاهیم جداگانه اما مرتبط هستند.
حق بیمه خطر ، تخفیف در قیمت است که سرمایه گذاران برای تحمل امنیت با جریان و قیمت های نامشخص در آینده و قیمت ها دریافت می کنند. این تخفیف منجر به بازده مورد انتظار بالاتر از داشتن دارایی های امن مانند سپرده های بانکی می شود. هرچه خطر بیشتر باشد ، حق بیمه خطر بیشتر و در نتیجه بازده مورد انتظار بیشتر می شود. در سرمایه گذاری ، هیچ چیز مانند "این دارایی آنقدر خطرناک است که غیرقابل سرمایه گذاری باشد."درعوض ، این سؤال فقط همیشه این است که آیا شما "حق بیمه خطر" کافی را برای دردسر خود دریافت می کنید.
در یک بازار کاملاً کارآمد ، قیمت فقط جریان نقدی و خطرات مربوطه رو به جلو را منعکس می کند. با این حال ، بازارها به ندرت ، در هر صورت ، کاملاً کارآمد هستند. تعصبات رفتاری برای سرمایه گذاران خرده فروشی و حرفه ای به خوبی مستند است. این تعصبات رفتاری به ویژه در مواقع سرخوشی یا بحران زیاد است. در بازارهای خرس ما قیمت هایی را مشاهده می کنیم که (بطور قابل ملاحظه ای) منعکس کننده پشیمانی سرمایه گذار ، خودداری از خود و سرزنش ناشی از شوکهای منفی بازار است. پریشانی عاطفی برای سهامداران موجود اغلب منجر به فروش غیر منطقی به عنوان راهی برای پایان دادن به درد و ترس می شود که در غیر این صورت باعث اختلال در خواب و اشتها می شود. فروش به معنای دیدن آینده ای نیست که به مراتب بدتر از آنچه قبلاً پیشنهاد شده است ، باشد. فروش این است که فراموش کند ، فرار ، پیدا کردن بسته شدن - برای ادامه حرکت. ممکن است (با خودتان) استدلال کنید که تصمیم شما برای فروش یک اقدام محتاطانه برای مدیریت خطر نزولی شما بوده است. اما حقیقت این است که شما درد را مدیریت می کنید و مدیریت نمی کنید.
مدیریت ریسک هنگامی که سهام پر پرواز شما به سطوح ارزش گذاری غیرقابل انکار می رسد ، مجدداً تعادل می یابد به گونه ای که برای توجیه قیمت باید معیارهای جدید توسط تحلیلگران اختراع شود. مدیریت ریسک محتاط هنگامی که تحلیلگر بی خوشی و خوش بینانه فروش هدف را برای یک سهام فناوری مختل از 120 دلار به 200 دلار ارتقا می بخشد ، وقتی که در حال حاضر 400 دلار معامله می شود ، سود می برد. مدیریت ریسک صوتی در هنگام حریص بودن بازار ریسک می کند ، هنگامی که قیمت ها توسط کاربران Reddit و Robinhood. com تعیین می شود ، وقتی سهام مانند GME از 10 تا 300 دلار در 2 هفته کار می کند ، یا وقتی یک شوخی عملی مانند Dogecoin به 10 دلار رسیدب. مدیریت ریسک خوب پس از آنکه چین پس از قفل شدن اولیه دراکونی ووهان ، 70 ٪ بازده سهام در جهان را 70 ٪ تولید کرد ، پس از کاهش 30 درصدی هنگامی که Covid به CCP یادآوری کرد که طبیعت به راحتی مورد ضرب و شتم قرار نمی گیرد. فروش پس از فروپاشی قیمت ها ، مدیریت درد است و نه مدیریت ریسک.
چرخه خبری رفتار غریزی (مضر) ما را تقویت می کند
در بازارهای خرس ، عناوین روزنامه برای اظهار نظر در مورد وقایع منفی اخیر و ایجاد رنگ به کاهش قیمت نوشته شده است. آنها به طور خودکار منفی هستند و اغلب برای اثر حساس هستند. بیشتر سرمایه گذاران تمایل دارند عناوین خبری را به عنوان بینش آینده نگر اشتباه کنند. اما قیمت ها در حال حاضر همه چیز را در اخبار منعکس می کنند. عناوین شاخص های عقب مانده و نگاه عقب مانده هستند ، اما سرمایه گذاران بی تجربه آنها را برای سیگنال های پیش بینی اشتباه می گیرند. در مرحله رو به کاهش بازار خرس (قبل از آنچه که چارتیست ها کاپیتولاسیون و پایین آمدن آن را می نامند) ، سرمایه گذاری در مورد سرمایه گذاری در مورد احساسات بازار و اینکه چگونه عناوین باعث می شود قیمت ها را ایجاد کند. ما از صحبت کردن در مورد جریان نقدی و ارزیابی های آینده خودداری می کنیم. بافت و سایر سرمایه گذاران موفق طولانی مدت از خاموش کردن CNN و فیدهای Bloomberg شما حمایت کرده اند تا خود را از سقوط در دام رفتاری بیش از حد واکنش به اخبار عمومی متوقف کنند ، که تا زمانی که آنها را می خوانید بیش از قیمت است. در واقع ، تا زمانی که آنها را می خوانید ، آنها بیشتر به سر و صدای تأیید کننده تعصب تبدیل شده اند.
تبدیل ترس به آلفا
در کل ، هنگامی که قیمت ها با تمرکز بر خطرات تحقق یافته ، که قبلاً نادیده گرفته می شدند ، به شدت محور می شوند ، اما اکنون ما را وارونه کرده و کاملاً قیمت دارند - در این بازارها تخفیف در قیمت ها نشان دهنده خطر غیر واقعی نیست بلکه ترس فعلی است. حق بیمه بیش از حد ترس ارائه شده توسط شرکت کنندگان در بازار مشترک همان چیزی است که سرمایه گذاران منطقی به عنوان آلفا به دست می آورند. برخی از این سرمایه گذاران منطقی افرادی هستند که یک مسیر عصبی را از دست می دهند و از تجربه ترس جلوگیری می کنند (این در یک مطالعه با استفاده از MRI تأیید می شود). برخی دیگر سرمایه گذاران حرفه ای هستند که از یک فرایند بسیار منضبط پیروی می کنند - سرمایه گذاران که قادر به خاموش کردن کرامر و سایر منابع سرگرمی مالی هستند ، می دانند که آنها آهنگ های آژیر هستند که چراغ را راهنمایی نمی کنند.
به روش متناقض ، حق بیمه ترس به طور کلی با کاهش خطر رو به جلو افزایش می یابد. به عنوان مثال ، اگر بازار چین در 12 ماه گذشته 30 ٪ کاهش یافته باشد ، خطر این که در 12 ماه آینده 30 ٪ دیگر کاهش یابد ، کمتر احتمال دارد. این امر به این دلیل است که ، در بازارهای خرس ، با کاهش قیمت ها ، آنها نه تنها شوک درآمدی منفی را منعکس می کنند که به سرعت ارزش گذاری را فشرده می کنند. ارزیابی پایین سپس به عنوان یک کف عمل می کند و اغلب بازده های آینده بهتری را پیش بینی می کند. به همین ترتیب ، هنگامی که قیمت ها به دلیل اشتباهات سیاست دولت یا کمبود اجرای مدیریت کاهش می یابد ، آینده بی کفایتی نیست. ما به طور کلی سیستم های تطبیقی را در اکثر اشکال دولت ها و حاکمیت شرکت ها پیدا می کنیم. خط مشی و اشتباهات مدیریتی با اقدامات اصلاحی برای اصلاح اشتباهات دنبال می شود. مردم یاد می گیرند و سازمان ها یاد می گیرند. آنها تکرار می شوند و بهبود می یابند. کسانی که اغلب جایگزین نمی شوند. نه همیشه ، اما الگوی قوی است.
Fear Premium مربوط به "زمان بندی پایین" نیست
هیچ سرمایه گذار ، صندوق یا شرکت تاکنون توانایی مداوم در "زمان" در پایین بازار را نشان نداده است ، اما مردم هنوز هم معتقدند که می توانند. متأسفانه بین واقعیت و تفکر آرزو تفاوت وجود دارد. به عنوان یک موضوع عملی ، افرادی که صبر می کنند و منتظر داده ها برای تأیید پایین یک بازار هستند ، معمولاً بخش خوبی از بازگشت بازار تیز را از دست نمی دهند. جای تعجب ندارد که با شروع عناوین زمانی مثبت و درآمد شروع به غافلگیری از صعود یا به عبارت دیگر ، هنگامی که تمام دلایل ترس از بین می روند ، حق بیمه ترس نیز تبخیر خواهد شد.
پاسخ هنگ کنگ به بحران SARS یک قیاس مفید و به ویژه مناسب است. تقریباً مانند سیاست صفر و صفر این چین ، هنگ کنگ رویکرد دراکونی را در مورد بحران اتخاذ کرد و شهری را که بازار سهام هنگ کنگ را به خود جلب کرد ، قفل کرد. اما بازار حتی قبل از اینکه مشخص شود بحران SARS درج شده و محدودیت ها برداشته می شود ، به شدت عقب می ماند. کسانی که قبل از سرمایه گذاری منتظر تأیید "پایین" بودند ، در یک بازگشت قابل توجه از دست می دادند.

زمان بندی بازار همانطور که تمرین می شود تقریباً همیشه یک استراتژی از دست دادن است. همانطور که این گفته مشهور می گوید: "خرید با قیمت مناسب از خرید در زمان مناسب بسیار ساده تر است."به نظر می رسد بیشتر افرادی که می خواهند در زمان مناسب بخرند ، در نهایت با قیمت بد تعقیب می کنند.
بنابراین ، سؤال میلیون دلاری که اکنون از خود سؤال می کنید این است که آیا احساس می کنید بازار سرمایه گذاری هدف شما توسط حرص و آز یا ترس هدایت می شود و تا چه اندازه؟آیا زمان خرید ایالات متحده است؟آیا زمان خرید چین است؟من مطمئناً نمی دانمآنچه من می دانم این است که چین تا حد زیادی به عنوان "غیرقابل سرمایه گذاری" شناخته می شود و بزرگترین جریان را مشاهده کرده است (همانطور که توسط صندوق های متقابل چینی داخلی و صندوق های متقابل ایالات متحده که از طریق برنامه هنگ کنگ اتصال می فروشند). از طرف دیگر ، کتی وود هنوز هم ملکه فناوری آینده اختلال در آینده است ، کنفرانس های سرمایه گذاری کلید در مورد بازده 50 ٪ مورد انتظار برای صندوق فعال خود صحبت می کند. او هنوز بزرگترین قرعه کشی جریان است!
ترس از حق بیمه در چین
حق بیمه ترس منحصر به بازار نیست. اما بسیاری از مردم این پل را برای بینش در مورد چین می خوانند ، بنابراین بگذارید افکار کلی خود را به اشتراک بگذارم.
این نکته مفید است که خاطرنشان کنیم که خطر سرمایه گذاری در چین تفاوت چندانی با آنچه که تاکنون بوده است نیست. چین همچنان یک دولت یک طرفه و استبدادی است. صادقانه بگویم ، دولت های مختلف چین در طی 5000 گذشته همه چیز کمی شبیه به آن بوده اند. XJP 10 سال است که در قدرت است و از مدتها پیش جاه طلبی خود را برای مدت نامحدود ابلاغ کرده است. تنظیم کننده های چینی همیشه مداخله گر و آزمایشی بوده اند. محاکمه و ERR آنها - روشی که رهبران فناوری بینایی در ایالات متحده از آن به عنوان تکثیر به سمت راه حل مناسب یاد می کنند - اغلب مانند دو قدم به جلو و یک قدم عقب احساس می کنند. شرکت های ADR آنها همیشه توسط تنظیم کننده های ایالات متحده برای شاسی های مشکوک شرکت و مسائل مربوط به شفافیت مورد بررسی قرار گرفته اند. بازار سهام A همیشه 25 ٪ نوسانات داشته است ، به مراتب بیشتر از نوسانات متوسط سهام ایالات متحده. حتی سهام Mega Cap Tech از سهام فناوری ایالات متحده بسیار بی ثبات تر است. یک نمونه کارها متمرکز از چند نام فناوری چین به طور پیش بینی می شد برخی از خطاهای نامطبوع و حتی پاک کننده های ناخوشایند باشد. چین همواره با ESG همانطور که در غرب تعریف شده است دست و پنجه نرم کرده است. اگر هر یک از این موارد شما را غافلگیر کنید ، شما فقط توجه نمی کردید. خطر اخیراً بزرگتر نشد.
برای عادلانه بودن ، چین برخلاف سایر اقتصادهای EM نیست. ما در اقتصادهای EM سرمایه گذاری نمی کنیم زیرا آنها مانند ایالات متحده یا سایر بازارهای DM هستند. ما در آنها سرمایه گذاری می کنیم زیرا آنها بسیار متفاوت هستند و تفاوت اغلب با یک حق بیمه خطر معنی دار همراه است ، حتی اگر از طریق همبستگی کم و امیدوارم رشد عالی نیز تنوع ایجاد کند.
برخلاف ادعای سهام چین خطرناک تر ، تقریباً از هر نظر ، سرمایه گذاری در چین نسبت به ده سال پیش خطرناک تر است. نقدینگی بسیار بیشتری وجود دارد. برنامه اتصال هنگ کنگ وجود دارد که به شما امکان می دهد در هزاران شرکت ساحلی متنوع در هر بخش بزرگ و زیر بخش (به جای غول های فقط فناوری در خارج از کشور) سرمایه گذاری کنید. تنظیم کننده ها باتجربه تر هستند (آنها بحران های دلخراش و سایر نقاط کوچک خود را آب می کنند). سرمایه گذاران نهادی جهانی بیشتری وجود دارند که به کشف قیمت و عمق بازار کمک می کنند. تیم های مدیریتی شرکت های ذکر شده فصلی تر هستند (با افراد فقیر با گذشت زمان از بین می روند). و پیشرفت های ESG چین بالاتر از سایر اقتصادهای EM و کشورهای DM بوده است.
من فکر می کنم ایجاد یک مورد قانع کننده بسیار دشوار است که سرمایه گذاری در چین امروز از گذشته خطرناک تر است. وقتی مردم می گویند چین "غیرقابل سرمایه گذاری" است ، منظور آنها این است که آنها یک سبد نامشخص از سهام فناوری چینی خریداری کرده اند که بسیار افتاده است و واقعاً عصبانی هستند. مطمئناً نمی تواند تقصیر سرمایه گذاران برای عدم درک خطرات تمرکز در ADR های فناوری چین باشد. درعوض ، آنها چین را مقصر می دانند که بدون هشدار خطرناک تر می شوند و به شما نیاز دارند که از همدردی عصبانی شوید.
پیچیدن
من فکر نمی کنم که بتوانم این قطعه را بهتر خلاصه کنم که نقل قول بارون روتشیلد قبلاً انجام داده است ، "وقتی خون در خیابان ها وجود دارد ، حتی اگر خون شما باشد ، بخرید."اما شاید من بتوانم نتیجه خود را ارائه دهم ، "وقتی جشن در هوا برگزار می شود ، حتی اگر میزبان مهمانی باشید ، بفروشید."شاید با نگه داشتن این نقل قول ها در ذهن خود ، هنگام ارزیابی بازارها و بازگرداندن نمونه کارها ، شما را به غریزه های خود کمی مشکوک تر کرده و از توصیه هایی که از طرف صاحبخانه ها پخش می شود ، شک و تردید کنید. نظم و انضباط داشته باشید و به دنبال بازارهای بی نظیر و ترسناک با اصول خوب باشید. این ممکن است یک نمونه کار راحت نباشد ، اما برای پایان دادن به نقل قول دیگر (دوباره از مربی طولانی مدت من راب آرنوت) ، "انجام آنچه راحت است به ندرت سودآور است."
دوره ی فارکس...
ما را در سایت دوره ی فارکس دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : مهناز افشار بازدید : 30 تاريخ : شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 17:07