تجارت بین المللی از دیدگاه اقتصادی و سیاست
ویرایش شده توسط ویتو بابک
فصل مروری بر معیارها
7،416 بارگیری فصل
اشتراک گذاری استناد کردن
این فصل را ذکر کنید
دو روش برای استناد به این فصل وجود دارد:
1. کپی سبک استناد را به Clipboard دریافت کنید 2. استناد به سبک استناد را انتخاب کنید
تأثیر این فصل
بارگیری intechopen 7،416
بارگیری کل فصل در intechopen. com
استناد
اطلاعات نویسنده
تاوفیک عبدالحیم
بوژانگ
*به تمام مکاتبات با:
1. معرفی
مالیات یکی از مهمترین درآمد کشوری است که در آن مالیات از شهروندان ، شرکت ها ، سرمایه گذاران و غیره جمع آوری می شود تا اقتصاد ایجاد کند. تأثیرات مختلفی از مالیات به دلیل رشد اقتصادی چه تأثیرات مثبت یا منفی دارد. طبق گفته Bofah (2003) ، مالیات ها به درآمدی که توسط دولت جمع آوری می شود برای ارائه خدمات و تأمین مالی خود اشاره دارد. براساس تئوری رقابت مالیاتی ، دولت از طریق بروز جهانی سازی به دلیل افزایش رشد اقتصادی در یک کشور ، مالیات بر دارایی های متحرک را کاهش می دهد. تغییر در نرخ مالیات نیز تأثیر متفاوتی را به اقتصاد باز می بخشد. به گفته Bretschger (2010) ، وی تأثیرات منفی مالیات شرکتها بر باز بودن و درآمد کل مالیات را به رشد اقتصادی در 12 کشور OECD نشان داد. وی همچنین در مورد تئوری رقابت مالیاتی ذکر کرد که استدلال می کند ، وقتی نرخ مالیات سرمایه کاهش می یابد ، باعث ورود سرمایه به یک کشور خواهد شد. این بخاطر این است که؛نرخ مالیات یکی از هزینه های دارنده سرمایه است (بوکووتسکی ، 1991 و ویلسون ، 1991). این دو تحقیق مشخص شد که بازده خصوصی سرمایه گذاری تحت تأثیر تغییرات مالیات سرمایه است.
بیش از 20 مطالعه وجود دارد که به دنبال شواهدی در مورد نرخ مالیات و رشد اقتصادی در ایالات متحده و بین المللی است. در تمام مطالعات ، نتیجه گرفته شد که کاهش کلیه نرخ های حاشیه ای 5 ٪ و میانگین نرخ مالیات 2. 5 ٪ منجر به افزایش 0. 2 ٪ به 0. 3 ٪ از رشد بلند مدت می شود. کریستینا و دیوید (2007) مطالعه تأثیر تغییرات در سطح مالیات بر رشد اقتصادی را انجام دادند که در آن آنها تأثیر مالیات بر تولید ناخالص داخلی در ایالات متحده در دوره پس از جنگ جهانی دوم را بررسی کردند. این مطالعه نشان داد که افزایش مالیات 1 ٪ منجر به کاهش 2 ٪ به 3 ٪ تولید ناخالص داخلی در ایالات متحده می شود.
با این حال ، برخی از مطالعات از نظر رابطه منفی بین مالیات و رشد اقتصادی نتایج متضادی را ارائه می دهند. طبق گفته اولیگا و یاناگاوا (1999) ، افزایش مالیات بر درآمد سرمایه باعث ایجاد اقتصاد خواهد شد. این امر به این دلیل است که ، درآمد سرمایه برای قدیمی ها جمع می شود ، که در آن افزایش مالیات بر درآمد سرمایه باعث افزایش مالیات برای جوانان و افزایش پس انداز آنها می شود ، در صورت کم بودن سودآوری پس انداز. مطالعه دیگر Glomm و Ravikumar (1998) نشان داد که وقتی دولت مالیات بر درآمد سرمایه را کاهش می دهد ، هزینه های آموزش و رشد طولانی مدت را کاهش می دهد. در این حالت ، مالیات بر درآمد سرمایه با رشد اقتصادی ارتباط مثبتی دارد. به این صورت که ، گوبر و برنز (1997) مطالعه ای در مورد رابطه بین ساختار مالیاتی و شاخص های اقتصادی برای کشورهای OECD انجام داده اند. از یافته های آنها ، درآمد کل مالیات با دو شاخص اقتصادی که پس انداز و سرمایه گذاری می کنند ، رابطه منفی دارد. با این حال ، به گفته آنها ، مالیات بر درآمد شخصی ، مالیات بر درآمد شرکت ها ، مالیات بر فروش (مالیات بر مصرف) و سایر مالیات ها بسیار قابل توجه است که در آن رابطه مثبت با رشد اقتصادی (تولید ناخالص داخلی یا GNP) وجود دارد.
این مطالعه همچنین شامل متغیر دیگری است که بر جمع آوری درآمد مالیاتی در یک کشور تأثیر می گذارد. متغیر نرخ تورم است. معمولاً اگر کشور با بحران اقتصادی روبرو باشد ، دولت سعی خواهد کرد با استفاده از سیاست های پولی یا مالی ، مشکل را بازیابی کند. در سیاست مالی ، دولت بر اساس این مشکل از مالیات یا هزینه های دولت استفاده خواهد کرد. نرخ بالای تورم در یک کشور ، دولت را وادار می کند تا به دلیل افزایش قیمت ، مالیات کالاها و خدمات را افزایش دهد و تثبیت مصرف و همچنین هزینه های کل را تثبیت کند. با این کار ، مالیات مالیات غیر مستقیم بر برخی محصولات ممکن است با تغییر نرخ تورم تحت تأثیر قرار گیرد (تانزی ، 1989).
2. بررسی ادبیات
مطالعات تجربی قبلی نشان داد که بیشتر ساختارهای مالیاتی بسیار معنی دار بوده و با رشد اقتصادی در یک کشور مرتبط است. یکی از مطالعات قبلی انجام شده توسط مارسدن (1983) خاطرنشان کرد: تغییر در سیاست مالیاتی بر برنامه ریزی اقتصادی تأثیر خواهد گذاشت. به گفته گوبر و برنز (1997) ، به دلیل هرگونه تغییر در هر مؤلفه مالیاتی ، ممکن است اقتصاد کشورها متفاوت باشد. براساس یافته های آنها ، مالیات های مالیات غیر مستقیم به عنوان درصد کل درآمد ایرلند چهار برابر میزان تغییر ایالات متحده در رشد اقتصادی به هر یک از ساختارهای مالیاتی بستگی دارد (گلد ، 1991) . MAHDAVI (2008) نشان می دهد که تأثیر افزایش در کل درآمد مالیاتیرشد در کشورهای در حال توسعه را کاهش می دهد. با توجه به بحران مالی در چند دهه گذشته ، چندین کشور در حال توسعه مجبور شدند با تغییر سطح مالیات ، اقتصاد خود را زنده کنند. دو مورد از مطالعات اولیه هینریش (1966) و Musgrave (1969) رابطه بین نسبت درآمد مالیاتی به تولید ناخالص داخلی (مالیات/تولید ناخالص داخلی) را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که در کشورهای در حال توسعه نسبتاً کم است.
یکی از مطالعاتی که بر کشورهای آفریقایی توسط لوتولد (1991) متمرکز شده است ، از سال 1973 تا 1981 که از روش تخمین OLS استفاده می کرد ، اثر (مالیات/تولید ناخالص داخلی) مورد بررسی قرار گرفت. از مطالعه وی ، سهم کشاورزی بر سطح مالیات تأثیر می گذارد و رابطه درآمد کل مالیات را به مالیات های مستقیم و غیرمستقیم قوی می کند. سطح مالیات تأثیر متفاوتی به رشد و سایر شاخص های ناشی از متغیرهای کلان اقتصادی مانند میزان فساد و تأثیر منفی در نرخ تورم در نه کشور آفریقایی در دوره 1985-1996 می دهد (غورا ، 1998). Agbeyegbe (2004) از همان نمونه جغرافیایی استفاده کرد ، که از سال 1980 تا 1996 22 کشور در کشورهای جنوب صحرای آفریقا است. این مطالعه تأثیر درآمد مالیاتی بر آزادسازی تجارت یا "باز بودن" را بررسی کرده است. وی بر سه مؤلفه در کل درآمد مالیاتی (مالیات بر درآمد ، تجارت بین المللی و مالیات کالاها و خدمات) که نسبت تولید ناخالص داخلی است ، تمرکز کرد و رابطه ضعیفی را بین این سه نوع مالیاتی یافت.
متغیر بالقوه ای که میزان درآمد مالیاتی را تغییر می دهد ، تغییر در نرخ تورم در یک کشور است. نرخ بالای تورم در یک کشور دولت را وادار می کند تا با افزایش قیمت و تثبیت مصرف و هزینه های کل ، مالیات بر کالاها و خدمات را افزایش دهد. با این کار ، مالیات مالیات غیر مستقیم بر برخی محصولات ممکن است با تغییر نرخ تورم تحت تأثیر قرار گیرد (تانزی ، 1989). یک مطالعه توسط مهدوی (2008) به دلیل تغییر در نرخ تورم و برنامه های سرمایه گذاری ، از تأثیر درآمد ، سود و افزایش سرمایه سرمایه ذکر شده است. براساس مطالعه وی ، هنگامی که نرخ تورم افزایش می یابد ، خانواده با جایگزینی آن با دارایی هایی که مالیات داخلی کمتری مانند جواهرات را دارند ، از دارایی های خود محافظت می کند.
2. 1تأثیر بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI)
متغیر دیگری که در این تحقیق گنجانده شده است ، بررسی اثرات مالیات بر FDI است. معمولاً نرخ مالیات در سرمایه با سهام سرمایه یا جریان سرمایه مربوط به FDI اندازه گیری می شود. یکی از اولین مطالعات هارتمن (1984) مطالعه ای در مورد رابطه FDI ، نرخ بازده پس از مالیات توسط سرمایه گذاران خارجی و سرمایه در ایالات متحده بود. وی از مطالعه خود اظهار داشت كه این مالیات با FDI رابطه محكمی دارد. رژیم مالیاتی در مکزیک و ایالات متحده به FDI ایالات متحده پاسخ داده است. دو مورد از مطالعات قبلی ، در مورد تأثیر مالیات بر FDI که توسط Scholes and Wolfson (1992) و Hines (1999) مطالعه می شود ، می دهد. براساس Scholes و Wolfson (1992) ، مالیات بر تصمیم سرمایه گذاران خارجی برای سرمایه گذاری در یک کشور ناشی از تغییر نرخ بازده دارایی تأثیر خواهد گذاشت. آنها استدلال می کنند که مالیات بالاتر باعث کاهش نرخ بازده و دلسرد کردن FDI در یک کشور می شود. هینز (1999) دریافت که FDI با مالیات حساس است ، که در آن نرخ مالیات بالا می تواند سرمایه گذاری خارجی را به سرعت تغییر دهد. وی نتیجه می گیرد که کاهش تنها 10 ٪ در نرخ مالیات در FDI بیش از 10 ٪ افزایش می یابد.
3. داده ها و روش شناسی
این مطالعه براساس مطالعات توسط گوبر و برنز (1997) ، مهدوی (2008) و گوردون و لی (2009) است. متغیرهای وابسته در تولید ناخالص داخلی ، نسبت پس انداز ناخالص به تولید ناخالص داخلی (پس انداز/تولید ناخالص داخلی) و سرمایه گذاری مستقیم خارجی به عنوان نسبت به تولید ناخالص داخلی (FDI/تولید ناخالص داخلی) تغییر می کنند تا آن را با تمام مؤلفه مالیات ها (متغیرهای مستقل) از سال 1960 تا 2009 مرتبط کند.
3. 1اطلاعات مربوط به سیاست مالیاتی در کشورهای کم ، میانه و با درآمد بالا
جدول 2 درصد چندین مؤلفه مهم درآمد مالیاتی را در بین کشورها بر اساس سطح متفاوت درآمد نشان می دهد. بر اساس جدول ، کشورهای ثروتمند یا با درآمد بالا درآمد کل مالیات را به عنوان نسبت تولید ناخالص داخلی (TTX) بیش از دو برابر در مقایسه با کشورهای فقیر یا کم درآمد جمع می کنند ، که در آن کشورهای ثروتمند فقط 27. 60 ٪ تولید ناخالص داخلی و کشورهای فقیر را جمع می کنند11. 89 ٪ جمع آوری شده است. این امر به دلیل درآمد سرانه بالا و تعداد زیادی از شرکتهای بین المللی در بسیاری از کشورهای ثروتمند ایجاد می شود که منجر به مالیات بالای درآمد ، سود و سود سرمایه به عنوان کسری از کل درآمد مالیاتی (IPCT) می شود. در میان چهار سطح مختلف درآمد ، مالیات بر کالاها و خدمات (GST) منبع اصلی درآمد مالیاتی برای کشورهای کم درآمد و متوسط است که در آن 34. 87 ٪ از کل درآمد مالیاتی در کشورهای درآمد متوسط متوسط جمع آوری شده است. نرخ تورم (22. 98 ٪) همچنین بالاترین کشور را در کشور بیان می کند.
| متغیر | تعریف |
| GDP FDI SAV IPCT GST itt et ttr ttx inf | تغییر درصد تولید ناخالص داخلی سالانه. سرمایه گذاری مستقیم خارجی (ورود) تقسیم بر تولید ناخالص داخلی. پس انداز ناخالص تقسیم شده توسط تولید ناخالص داخلی. مالیات بر درآمد ، سود و سود سرمایه تقسیم بر درآمد کل مالیات. مالیات بر کالاها و خدمات تقسیم بر کل درآمد مالیاتی. مالیات بر تجارت بین المللی تقسیم بر کل درآمد مالیاتی. مالیات بر صادرات تقسیم بر کل درآمد مالیاتی. نرخ کل مالیات تقسیم بر سود کل. کل درآمد مالیاتی تقسیم شده توسط تولید ناخالص داخلی. نرخ تورم (شاخص قیمت مصرف کننده). |
میز 1.
تعریف و منابع متغیرها.
دوره ی فارکس...
ما را در سایت دوره ی فارکس دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : مهناز افشار بازدید : 29 تاريخ : شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 16:47