سیاست پولی و ثبات مالی

ساخت وبلاگ

china_flag010_16x9

یادداشت سردبیر: سخنرانی زیر برای دانشگاه Tsinghua-St تهیه شده است. لوئیس کنفرانس سیاست پولی و ثبات مالی در دانشکده دارایی PBC ، پکن در تاریخ 21 مه 2016 فدرال فدراسیون.

خوشحالم که این فرصت را برای کمک به کنفرانس دیگری که توسط دانشکده دارایی PBC در دانشگاه Tsinghua در مورد چالش های مهم اقتصادی که با سیاست گذاران در سراسر جهان روبرو هستند ، برگزار کردم. هنگامی که من دو سال پیش در کنفرانس افتتاحیه شرکت کردم ، من به سازمان و استفاده از سیاست کلان برای محافظت از ثبات مالی پرداختم - ابزارهای نظارتی را برای ایمن تر کردن سیستم مالی ایمن تر و مقاومت در برابر تهدیدهای سیستمی. امسال موضوع سیاست پولی و ثبات مالی است.

ثبات مالی موضوع مشترک است و از نظر من این تمرکز مناسب در مکان مناسب در زمان مناسب است. اقتصاد جهانی هنوز از اثرات پس از بی ثباتی مالی که بحران مالی جهانی 2007-09 را نشان می دهد ، رنج می برد. بسیاری از اقتصادها به اشتغال کامل باز نمی گردند و تورم تقریباً در همه جا زیر اهداف تعیین شده توسط بانک های مرکزی و دولت ها قرار دارد. در حالی که برای تقویت سیستم های مالی در سراسر جهان کارهای زیادی انجام شده است ، ما هنوز در حال یادگیری دروس GFC هستیم - چه اشتباهی رخ داده است و چگونه می توان از تکرار جلوگیری کرد.

یکی از جنبه های پاسخ ، سیاست کلان است که من حدود دو سال پیش در آن صحبت کردم. البته ، تنظیم ریزگردها - در یک موسسه توسط موسسه - جهانی قبل از GFC جهانی بود. و مقامات ، از جمله بانکهای مرکزی ، در سالهای منتهی به بحران در شناسایی خطرات مالی گسترده تر کار کردند ، اما تعیین مسئولیت شناسایی و انجام اقدامات برای رسیدگی به خطرات سیستمی - خارجی بودن برای اقتصاد مرتبط با تصمیمات مالی - مبهم بود یا مبهم بوددر بسیاری از حوزه های قضایی ، مانند ابزاری برای مقابله با آن خطرات ، از دست رفته است. توسعه نهادهای تصمیم گیری برای سیاست های کلان با ابزارهایی برای رفع خطرات شناسایی شده ، پاسخ دلگرم کننده و امیدوار کننده ای به GFC بوده است.

مهمتر از همه ، برای موضوع این کنفرانس ، سؤالاتی در مورد سهم سیاست های پولی در ایجاد خطرات در اواسط دهه 2000 ادامه دارد. به نظر من این سهم جزئی بود. شرایط منتهی به این بحران بیشتر منعکس کننده شکست های بخش های دولتی و خصوصی برای قدردانی و مدیریت خطرات در حال رشد ، به ویژه در بازارهای وام مسکن در ایالات متحده و جاهای دیگر است که پس از سالها رشد خوب و تورم پایین از نارضایتی متولد شده است.

با این وجود ، تقاطع سیاست های پولی و ثبات مالی تحقیقات بیشتری را دارد. از جمله موارد دیگر ، نگرانی های مربوط به تأثیرات احتمالی سیاست پولی بر ثبات مالی دوباره از زمان GFC در زمینه فعلی سیاست های پولی بسیار مسکونی در دوره های طولانی که بسیاری از بانک های مرکزی پیشرفته برای تقویت رشد انجام داده اند ، دوباره ظاهر شده است. این سیاست ها در واقع برای تشویق وام و هزینه توسط خانوارها و مشاغل طراحی شده اند - برعکس این که ممکن است سیستم ها را ایمن تر کند. آنها وعده هایی را برای حفظ نرخ های بسیار پایین برای مدت طولانی برای حفظ انتظارات از افزایش نرخ و خریدهای دارایی که حق بیمه مدت را در اوراق بهادار بلند مدت کاهش داده اند ، حفظ کرده اند.

برای چین ، داده های اخیر همچنین تقاطع بالقوه سیاست پولی و ثبات مالی را برجسته کرده است. این داده ها رشد اعتبار بسیار شدیدی را در اواخر سال 2015 و اوایل سال 2016 نشان می دهد که نشان دهنده تلاش های سیاست پولی برای تشویق وام برای حمایت از رشد اقتصادی جامد است. افزایش مشابه اعتبار در سایر حوزه های قضایی و در زمان های دیگر با پایداری رشد و جلوگیری از بی ثباتی مالی با گذشت زمان سازگار نبوده است.

من می دانم که چین برای افزایش رفاه شهروندان خود ، بسیاری از انتقال اقتصادی دشوار را انجام می دهد: به یک مدل رشد مبتنی بر مصرف بیشتر ، به ویژه مصرف خدمات. به یک سیستم مالی مبتنی بر بازار بیشتر که از تخصیص منابع مبتنی بر بازار در اقتصاد واقعی حمایت می کند. چالش ها این است که چگونه این انتقال ها را بدون قرار دادن ثبات مالی در معرض خطر قرار دهیم ، و چگونه می توان یک سیستم سیاسی را طراحی کرد که بتواند ثبات مالی را حفظ کند زیرا بازارها و نهادها در مقررات تنظیم شده و نقش فزاینده ای در تخصیص امور مالی و منابع دارند. زمینه کنفرانس فعلی ، چقدر وزن برای استفاده از سیاست پولی برای اهداف ثبات مالی است.

همه ما به موفقیت چینی علاقه داریم. چین یک بازیگر به طور فزاینده ای در اقتصاد جهانی و بازارهای مالی است. ما تابستان گذشته دیدیم که چگونه اقدامات در اینجا می تواند در بازارهای مالی جهانی طنین انداز شود ، به خصوص هنگامی که آنها به خوبی درک نشده اند.

این دلایلی است که من می گویم موضوع در زمان مناسب و مکان مناسب تمرکز مناسب است. من متخصص چین نیستم. تأملات من در مورد سیاست های پولی و کلان برای محافظت از ثبات مالی از تجربه و دانش ایالات متحده ، انگلیس و سایر اقتصادهای صنعتی ناشی می شود ، اما امیدوارم که آنها مفید باشند زیرا چین تصمیم می گیرد که چگونه به جلو حرکت کند.

برای پیش نمایش نتیجه گیری های من: سیاست پولی می تواند تأثیرات مهمی بر خطرات ثبات مالی داشته باشد ، اما در بیشتر موارد ، این خط مشی مناسب برای رسیدگی به این خطرات نیست. من نگران سنگین کردن سیاست های پولی با کارهای زیادی هستم. قرار دادن وزن بر ثبات مالی در تصمیمات مربوط به سیاست های پولی حاکی از وزن کمتری در ثبات اقتصادی و قیمت در انجام سیاست است و این می تواند از نظر رفاه اقتصادی هزینه های قابل توجهی داشته باشد. ثبات مالی پیش نیاز قیمت و ثبات اقتصادی است ، بنابراین ما نمی توانیم سیاست های پولی را برای اهداف ثبات مالی تحت برخی شرایط ، امیدوارم نادر ، رد کنیم. اما مقامات باید ابزارهای دیگر و سایر فرآیندهای تصمیم گیری را برای تکیه بر سیاست های اول - سیاست های مغزی - توسعه دهند و این گزینه های دیگر برای سیاست های پولی توسعه یافته تر هستند ، ممکن است خود سیاست پولی کمتر برای دفاع از ثبات مالی مورد استفاده قرار گیرد.

سیاست پولی و ثبات مالی

سیاست پولی می تواند خطرات مربوط به ثبات مالی را تحت تأثیر قرار دهد. نگرانی ویژه در سالهای اخیر این احتمال وجود دارد که طولانی مدت سیاست بسیار آسان ممکن است باعث ایجاد رفتارهایی شود که این خطرات را ایجاد می کند ، یا می تواند در آینده این کار را انجام دهد. سیاستهای بسیار مسکونی که بسیاری از بانکهای مرکزی احساس اجباری برای اجرای آن کرده اند ، برای جلوگیری از صرفه جویی در صرفه جویی و تشویق خانوارها و مشاغل برای ایجاد مصرف و سرمایه گذاری از آینده ، تأمین مالی ، حداقل تا حدودی با وام گرفتن - افزایش اهرم یا در آن ، طراحی شده اند. حداقل کاهش سرعت دلخوشی. این سیاستها برای جبران نیروهای دیگر که به نظر می رسد موقتاً رشد اقتصادی را پشت سر می گذارند ، جبران می شود-به عنوان مثال اعتبار محکم از سیستم های بانکی تعمیر ترازنامه پس از بحران ، و سیاست های مالی محدود کننده کشورهایی که نگران مسیرهای بدهی بلند مدت هستند.

کتابهای مرتبط

 

 

بین المللی

ویرایش شده توسط باری ایشنگین و ماساهیرو کاوای 2015

بانکداری مرکزی پس از رکود بزرگ

ویرایش شده توسط دیوید وسل 2014

بحران اروپا ، آینده اروپا

ویرایش شده توسط کمال درویش و ژاک میسترال 2014

نرخ پایین ممکن است نه تنها بر پس انداز و وام گیرندگان در بخش های تجاری و خانگی تأثیر بگذارد ، بلکه خطرات را در بخش مالی نیز ایجاد می کند. کاهش نرخ بهره باعث افزایش قیمت دارایی می شود و سود سرمایه را برای وام دهندگان ایجاد می کند. اما واسطه ها می توانند فشارهای بازار را برای ایجاد مجدد این سود احساس کنند-یا به آنها اجازه کاهش اهرم را نمی دهند-در آنچه به نظر می رسد یک محیط مالی مطلوب است. تغییرات بیرونی در منحنی های عرضه اعتبار می تواند باعث افزایش قیمت دارایی ها ، همراه با سرمایه گذاری در بخش های حساس به اعتبار شود.

نرخ بسیار پایین در دوره های طولانی می تواند باعث افزایش بازده سرمایه گذاران شود که به دلایل پیمانکاری یا رفتاری بازده مورد نظر یا مورد انتظار خود را به محیط پایین با نرخ پایین کاملاً تطبیق نداده اند. نرخ های کوتاه مدت کم و منحنی های عملکرد شیب دار به سمت بالا ، افزایش عدم تطابق بلوغ-وام گرفتن کوتاه برای وام دادن به تجارت طولانی-را با آسیب پذیری همراه در دوران و سایر خطرات ثبات مالی تشویق می کند.

به نظر من ، دوره نرخ بسیار پایین در واقع خطرات ثبات مالی را ایجاد نکرده است که مردم از آن نگران هستند - حداقل به حدی که گاهی اوقات ادعا می شود - اما علیت بالقوه برخی را به سمت دفاع از ملاحظات ثبات مالی یک جدایی ناپذیر و مداوم سوق داده است. عامل تصمیم گیری در مورد سیاست پولی. در واقع ، سیاست های پولی چرخه مالی را در کنار چرخه تجارت هدف قرار می دهد. هنگامی که ثبات مالی تضعیف می شود ، ثبات اقتصادی نیز وجود دارد و اثرات بی ثباتی می تواند شدید ، ماندگار باشد و به راحتی با سیاست های پولی آسان تر اصلاح نشود ، همانطور که در سالهای اخیر آموخته ایم. از این نظر بهتر است که از پیش بینی برای جلوگیری از بی ثباتی مالی عمل کنید.

علاوه بر این ، از این نظر ، مقررات - میکروپروودال یا کلان - می تواند به خوبی در حفظ ثبات مالی اثبات شود ، به ویژه هنگامی که خطرات در بازارهای اوراق بهادار هستند و در تنظیم کننده ترین واسطه های مالی متمرکز نیستند. سیاست پولی - نرخ بهره واقعی و مورد انتظار - "در همه شکاف ها" در عبارت به یاد ماندنی جرمی اشتاین قرار می گیرد. این یک ابزار گسترده است که از آن چند تصمیم مالی می تواند فرار کند. اجرای یک سیاست کمی محکم تر از این ، خطر بیش از حد را در معرض دید گسترده ای از بازارهای مالی قرار می دهد.

اما به اعتقاد من، آنچه این استدلال گاهی اوقات از قلم می افتد، این است که هزینه های چنین سیاستی ممکن است قابل توجه و منافع آن محدود باشد. یک ساز بی صدا و فراگیر معایب و مزایای خود را دارد. نرخ های بهره بالاتر بر بخش ها و معاملاتی که ثبات مالی را تهدید نمی کنند، تأثیر می گذارد. خسارت جانبی ممکن است قابل توجه و غیر ضروری باشد. به طور خاص، وزن دادن به ثبات مالی در سیاست پولی مستلزم دور شدن موقت یا به تعویق انداختن رویکرد به اهداف اولیه سیاست پولی قیمت و ثبات اقتصادی است.

در مقایسه با مسیر سیاستی که هدف آن دستیابی به این اهداف در سریع ترین زمان ممکن است، تولید و اشتغال و همچنین تورم کمتر خواهد بود. پایین آمدن مداوم هدف تورمی می تواند اعتبار آن هدف و انتظارات برای رسیدن به آن را تضعیف کند. ما امروز در ژاپن شاهد دشواری بزرگ رساندن تورم به هدف دو درصدی هستیم، در حالی که انتظارات با دوره طولانی مدت تورم بسیار پایین یا کاهش تورم سازگار شده است. انتظارات تورمی پایین به نرخ های بهره اسمی پایین و احتمال بیشتری برای رسیدن به مرز پایین موثر نرخ بهره در واکنش سیاستی به شوک اقتصادی منفی کمک می کند.

دونالد کوهن

رابرت وی. روسا، رئیس اقتصاد بین الملل

کارشناس ارشد - مطالعات اقتصادی

علاوه بر این، برای مؤثر بودن، تعدیل سیاست پولی ممکن است نیاز به بزرگی داشته باشد و ممکن است خطر بی موقعیت داشته باشد. تعدیل های کوچک در نرخ ها ممکن است تأثیر کمی بر ناهماهنگی قیمت دارایی ها یا سطوح بالای عدم تطابق اهرم و سررسید که ناشی از موجی از خوش بینی و رضایت است، داشته باشد - بنابراین ممکن است تعدیل های بزرگ در نرخ ها و انحراف از اهداف میان مدت ضروری باشد. و تعدیل نرخ ها می تواند درست در زمان نامناسبی اتفاق بیفتد - وقتی که عدم تعادل به هر حال اصلاح شود، اقتصاد را تضعیف می کند و رکود متعاقب آن را عمیق تر می کند.

بنابراین از نظر من استفاده از سیاست پولی برای اهداف ثبات مالی موانعی بسیار خواستار هزینه و سود برای غلبه بر دارد. این استدلال نمی شود که سیاست پولی هرگز نباید تعدیل شود تا خطرات ثبات مالی را در نظر بگیرد. در شرایطی که احتمالاً مقررات در آن اثبات ناکارآمد است ، و شانس در یک قسمت از بی ثباتی مالی در حال افزایش است ، محکم کردن سیاست های پولی ممکن است با عبور از بحرانی که هزینه های جدی تری نسبت به آنچه حاصل می شود ، آزمایش هزینه و سود را پشت سر بگذارد. از هدایت موقت از قیمت و ثبات اقتصادی. اما ما باید هزینه های استفاده از سیاست پولی را از این طریق تشخیص دهیم - از افزودن این بار به سیاست های پولی.

از دانش محدود من ، فکر می کنم اضافه کردن ثبات مالی به اهداف سیاست پولی در حال حاضر به ویژه در چین نگرانی در چین خواهد بود. سیاست پولی در چین در حال حاضر در تلاش است تا تعدادی از کارها را انجام دهد. البته وظیفه اصلی آن تشویق رشد جامد در تولید و اشتغال و تورم کم و پایدار است. به نظر می رسد که این کار را انجام می دهد در حالی که همزمان در محدودیت میرایی حرکات تیز و بالقوه مختل کننده در نرخ ارز هنگامی که کنترل سرمایه ، عمداً ، فقط تا حدودی مؤثر و به تدریج برداشته می شود ، کار می کند. و این سیاست ها و ابزارهای خود را برای ترغیب انتقال به تخصیص پس انداز و تخصیص کارآمدتر در بازار تطبیق می دهد.

اکنون ، همانطور که من آن را درک می کنم ، زیرا انتقال به امور مالی مبتنی بر بازار ناقص است ، برخی از ابزارهای سیاست پولی به طور مستقیم برای تشویق یا محدود کردن وام توسط بانک ها کار می کنند - با استفاده از قیمت وام و وام. از طریق محدودیت های کمی. بنابراین ، برای مدتی ، ترکیب ابزارهای سیاست پولی می تواند تنظیم شود تا ثبات مالی و همچنین رشد را در نظر بگیرد. در واقع PBOC بیش از یک ابزار برای دستیابی به بیش از یک هدف دارد.

در همین راستا ، سیاست پولی در چین امروز شباهت هایی با سیاست های پولی و مالی در ایالات متحده در دهه 1960 ، 1970 و در اوایل دهه 1980 دارد. در طی این دوره ، فدرال رزرو هدف نرخ بهره خود را به طور مکرر تغییر داد تا تقاضا را با تورم بالقوه عرضه و کنترل کند. اما این همچنین این ابزار خط مشی معمول را از چند طریق تکمیل کرد: این شرایط ذخیره متنوع برای بانک ها برای تأثیرگذاری بر وام خود است. این امر نیازهای حاشیه ای را در وام برای خرید سهام با هدف مبارزه با سوء استفاده از قیمت دارایی تغییر داد. این سقف را بر نرخ سپرده (مقررات Q) تنظیم کرد تا در دسترس بودن اعتبار به بخش مسکن تأثیر بگذارد. و در اوایل دهه 1980 ، در جهت دولت کارتر ، برای کندی وام گرفتن ، محدودیت هایی را برای برخی از انواع اعتبار تحمیل کرد. این نوع اقدامات با هدف تقویت اثرات سیاست نرخ بهره انجام شده است ، اما آنها همچنین با هدف جنبه های خاص چرخه مالی ، مانند وام بانکی ، در دسترس بودن وام و قیمت سهام ، هدف قرار گرفتند.

با این حال ، دریافت که این ابزارها با کامل تر شدن بازارها و اجتناب از آن بسیار ساده تر و حتی ضد تولید می شوند. معاملات آتی و مشتقات این امکان را فراهم می آورد که موقعیت های بسیار اهرمی در سهام و سایر بازارها ساخته شوند. واسطه گری غیر بانکی جایگزین برخی از انواع اعتبار بانکی شد. صندوق های بازار پول در پاسخ به کنترل نرخ سپرده ها رشد کرد. و غیره ، بنابراین فدرال رزرو به تدریج اعتماد به نفس خود را به محدودیت های قیمت و کمیت کاهش داد و تکیه کرد که فقط به هدف نرخ صندوق های فدرال خود برای سیاست های پولی تکیه کند.

اما بدون این ابزارها برای دستکاری و با موفقیت سیاست های پولی در دهه 1980 و 1990 و دهه های اعتدال بزرگ ، فدرال رزرو شاید تمرکز خود را بر روی خطرات ثبات مالی کاهش دهد. حتی اگر بیشتر روی چنین خطرات متمرکز شده بود ، ابزار مناسبی برای مقابله با آنها در سیستم مالی در حال تحول نداشت.

یک درس مهم از GFC این است که گذار به تخصیص بیشتر پس انداز مبتنی بر بازار باید با در نظر گرفتن پیامدهای ثبات مالی و با مجموعه ای از ساختارها و ابزارهای جدید برای حفظ این ثبات - برای ایجاد انعطاف پذیری در برابر خطرات همراه باشد. طراحی خوب چنین سیستمی در چین به خودی خود انتقال به اتکای بیشتر به قیمت های بازار برای تخصیص اعتبار را تسهیل می کند زیرا در حین تکامل سیستم در ریل های محافظ ایجاد می شود و به مقامات اطمینان بیشتری می دهد که ثبات را قربانی نخواهد کرد. کارایی تخصیصی بهبود یافته است. و مهمتر از موضوع این کنفرانس، فشار سیاست پولی برای انحراف به سمت حفظ ثبات مالی را کاهش خواهد داد.

ساختارهایی برای محافظت از ثبات مالی

کلید اجازه دادن حداکثر دامنه سیاست پولی برای تمرکز بر چرخه تجاری، داشتن ساختارهای توسعه یافته از نظر تصمیم گیری، ابزارها و پاسخگویی برای سیاست های خرد و احتیاط کلان است. من قصد دارم بر سیاست احتیاطی کلان تمرکز کنم، زیرا این حوزه فعالیت من در کمیته سیاست مالی در بانک انگلستان و جنبه مقرراتی است که تا زمان GFC در اقتصادهای پیشرفته از بین رفته بود و اکنون دوباره مورد توجه قرار گرفته است.

حفاظت از ثبات مالی به طور کارآمد و مؤثر نیازمند تمرکز و مجموعه ای از ابزارهای متفاوت نسبت به سیاست پولی است. توجه بیشتر بر روی ریسک های دنباله دار متمرکز می شود، نه به محتمل ترین نتایجی که اغلب در قلب تصمیمات سیاست پولی قرار دارند. این ریسک های دنباله ای هستند - رویداد غیرمحتملی که به طور کامل در بازار قیمت گذاری نشده است - که می تواند شدیدترین پیامدها را برای ثبات مالی داشته باشد. اقدامات سیاست احتیاطی کلان زمانی انجام می شود که انتظار می رود آن رویدادهای دنباله دار اثرات خارجی داشته باشند - پیامدهایی برای کل اقتصاد و نه فقط برای طرف های درگیر در معاملات. این پیامدها اغلب از طریق واکنش وام دهندگان یا وام گیرندگان با اهرم بالا به رویداد غیرمنتظره رخ می دهد - یا اقدامات طرف های مقابل این وام دهندگان یا وام گیرندگان، زیرا آنها از ایمنی وام یا بودجه ای که ارائه کرده اند می ترسند.

ابزارهایی که در سیاست های کلان مورد استفاده قرار می گیرند ، اغلب ابزارهای ریزگانی شده سرمایه یا نقدینگی برای مؤسسات مالی یا محدودیت هایی در مورد وام هستند - مانند محدودیت های LTV یا LTIS برای وام های املاک و مستغلات. کالیبراسیون این ابزارها دارای "پایان کلان" برای آنها است تا خطرات سیستمیک را در نظر بگیرد.

داشتن ابزارهای متنوعی برای تمرکز بهتر بر منبع خطر مهم است. هرچه این روش درمانی بیشتر به این مشکل هدف قرار گیرد ، احتمال ابتلا به عواقب ناخواسته کمتر و حساب هزینه پیش بینی شده و سود نیز بهتر خواهد بود. بنابراین ، الزامات سرمایه بخش برای گفتن وام املاک و مستغلات باید در کیت ابزار باشد ، همانطور که توانایی تعیین محدودیت در میزان کاهش شرایط خاص وام در هنگام تأمین اعتبار اضافی می تواند ثبات را تهدید کند. وام املاک و مستغلات غالباً نیرویی است که قسمتهای بی ثباتی مالی را انجام می دهد و به نظر می رسد توانایی محدود کردن شیوه های خطرناک در این اعتبارات ضروری است. علاوه بر این ، مقامات آمریكا نگران افزایش اهرم و میثاق آسان تر در انواع وام های تجاری بوده اند و با قضاوت در مورد اظهارنظرهایی مانند گزارش ثبات جهانی صندوق بین المللی پول صندوق بین المللی پول ، برخی از وام های تجاری در چین ممکن است به عنوان تهدیدی برای ثبات در حال رشد باشند.؛شاید توانایی محدود کردن مستقیم شیوه های خطرناک در آن منطقه نیز مفید باشد.

مقامات کلان نیاز به فرایندها و رویه هایی برای کشف و پرداختن به مشکلات احتمالی در خارج از بخش های بسیار تنظیم شده دارند که باید فناوری جدید یا داوری نظارتی در مهاجرت ریسک نقش داشته باشد. و آنها باید تمایل و توانایی استفاده از ابزارهای خود را به صورت متضاد به منظور عقب نشینی مرزها در جایی که اقدامات سیاست پولی برای محافظت از ثبات مالی فراخوانده می شود ، داشته باشند.

از آنجا که سیاست کلان نیاز به تخصص و تمرکز کمی متفاوت از سیاست های پولی دارد ، من معتقدم که باید در یک کمیته جداگانه از کسانی که مسئول سیاست های خرد و پولی هستند ، انجام شود. چنین کمیته ای باید به وضوح وظیفه داشته باشد که از اختیارات تحلیلی و جمع آوری اطلاعات خود برای شناسایی خطرات در ثبات مالی و استفاده از ابزارهایی که برای ایجاد مقاومت در سیستم مالی به آنها داده شده است ، استفاده کند تا در صورت تحقق این خطرات ، عملکردهای مهم را مختل نکنداز سیستم به پس انداز و سرمایه گذاری متوسط و به کاربران آن سیستم اجازه می دهد تا ریسک را مدیریت کنند.

مقامات کلان باید دیدگاه طولانی در مورد خطرات در برابر ثبات مالی داشته باشند ، سیاست هایی را که زمان خوبی است و خطرات در حال ساخت هستند و در هنگام چرخش چرخه و حفظ اعتبار ، به ثبات اقتصادی کمک می کند ، محکم تر می کنند. این سیاست های آینده نگر نیاز به ارتباطات خوبی در مورد اثرات مورد نظر و سهم آنها در رفاه اقتصادی دارد. و اجرای مؤثر آنها نیز به احتمال زیاد نیاز به استقلال از فشارهای سیاسی کوتاه مدت دارد ، به ویژه مواردی که ممکن است توسط وام دهندگان و وام گیرنده هایی که اقدامات آنها محدود شده است ، تحمل کنند.

تصمیم گیری در کلان خوب برای بانک مرکزی به نقش اصلی نیاز دارد. بانک های مرکزی با اقتصاد واقعی تخصص در بازارهای مالی و در تقاطع آن بازارها را به همراه دارند. مسئولیت های کلان اقتصادی آنها تمرکز و تخصص گسترده تری نسبت به مقامات ریزگردها ، که بر مؤسسات فردی متمرکز هستند ، به آنها می دهد.

همانطور که دو سال پیش انجام دادم ، پیشنهاد می کنم که الگوی انگلستان برای اجرای سیاست های کلان ، ریزگانی و پولی به احتمال زیاد موفق تر از آن باشد که در ایالات متحده حاکم باشد. ایالات متحده با یک سیستم نظارتی تکه تکه کار می کند که در آن مسئولیت های آژانس اغلب با هم همپوشانی یا تقاطع می کند. این سیستم نیاز به هماهنگی قابل توجهی در بسیاری از آژانس ها دارد که هر یک با تمرکز و وظیفه متفاوت عمل می کنند. چنین همکاری ها زمان قابل توجهی را به خود اختصاص می دهد ، و انواع بسیاری از سیاست های ضد چرخه را تا حد زیادی غیر عملی می کند.

اگرچه تشکیل شورای نظارت بر ثبات مالی در قانون Dodd-Frank گامی به جلو بود ، هماهنگی همچنان دشوار و وقت گیر است و مسئولیت و مسئولیت پذیری برای ثبات مالی به وضوح بیان نشده یا با ابزارهای موجود مطابقت ندارد. و خود کیت ابزار کافی به نظر نمی رسد ؛به طور خاص ، فاقد صلاحیت وخیم تر شدن چرخه ای در شرایط وام املاک و مستغلات مسکونی ، منبع چندین قسمت از بی ثباتی مالی در گذشته است.

در انگلستان سیاست کلانیک توسط کمیته ای در بانک انگلیس انجام شده است. کمیته های جداگانه ای برای سیاست های ریزگانی و پولی نیز در بانک وجود دارد ، و این موارد در کمیته سیاست کلان از طریق همپوشانی عضویت در درک و همکاری متقابل ارائه می شود. این کمیته همچنین شامل چهار عضو خارجی است که تا دو دوره سه ساله منصوب شده اند. رئیس تنظیم کننده رفتار مالی نیز به طور خودکار عضو کمیته است و با استقلال در بانک انگلیس ، چشم انداز خارجی دیگری را ارائه می دهد. این اعضای خارجی دانش و دیدگاه تخصصی را از بخش مالی به ارمغان می آورند و به فکر گروهی بالقوه کمک می کنند. کمیته کلان ، طبق دستورالعمل ثبات مالی بانک ، یک هدف ثبات مالی روشنی دارد و در قبال اقدامات خود برای دستیابی بیشتر به هدف خود توسط پارلمان انگلیس پاسخگو است. این ابزارهای متنوعی در اختیار دارد و در اسناد عمومی چگونگی قصد استفاده از آنها را بیان کرده است.

مطمئناً ، سیستم انگلیس ، به عنوان سیستم ایالات متحده ، تنها چند سال قدمت دارد و موفقیت در حمایت از ثبات مالی در نهایت باید طی چند دهه ارزیابی شود ، نه سالها. اما ، اگر مقامات چینی به دنبال تجربه خارجی برای هدایت تلاش های خود هستند ، من می بینم که انگلیس در ابعاد بسیار امیدوار کننده تر از ایالات متحده است.

نتیجه

درک من این است که چین در واقع روی چارچوب خود برای تنظیم کلان کار می کند. من این تلاش را تحسین می کنم. فشار ارائه من این است که اجرای مطلوب آن نه تنها در حفظ ثبات مالی ، بلکه در آزادسازی سیاست های پولی برای پیگیری اهداف خود برای رشد و ثبات قیمت به طور مداوم و پرخاشگرانه ، بازپرداخت خواهد کرد. اقتصاد جهانی سهم موفقیت خود را دارد.

دوره ی فارکس...
ما را در سایت دوره ی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مهناز افشار بازدید : 29 تاريخ : شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 13:34